معنی و کاربرد کلمه Spoil در انگلیسی با مثال

کلمه “Spoil” یکی از واژه‌های پرکاربرد در زبان انگلیسی است که معنی آن بسته به موقعیت جمله تغییر می‌کند. در نگاه اول شاید فقط معنی «خراب کردن» به ذهن برسد، اما در واقع این کلمه معانی گوناگونی دارد مثل:
💬 خراب کردن، فاسد شدن، لوس کردن، از بین بردن، و حتی لذت کسی را کم کردن.


🏷️ اطلاعات کلی درباره کلمه Spoil

ویژگی توضیح
🗣️ نوع کلمه Verb (فعل)
🔤 شکل‌های دیگر Spoiled / Spoilt (گذشته و اسم مفعول)، Spoiling (حال استمراری)
📘 معنی کلی خراب کردن، فاسد شدن، لوس کردن، از بین بردن لذت یا کیفیت چیزی
💡 سطح زبانی B1 تا C1 (متوسط تا پیشرفته)
🔁 مترادف‌ها ruin, damage, destroy, decay, pamper

🌱 بخش ۱: معنی اصلی — خراب کردن یا از بین بردن

در کاربرد عمومی، Spoil به معنی «خراب کردن چیزی» یا «از بین بردن تجربه‌ای خوب» است.

🧩 مثال‌های واقعی:

  1. 😕 You spoiled the surprise!
    تو سورپرایز را خراب کردی!
  2. 🌧️ The rain spoiled our picnic.
    باران پیک‌نیک ما را خراب کرد.
  3. 🎬 Don’t spoil the movie for me!
    فیلم را برایم اسپویل نکن! (یعنی نگو چه اتفاقی می‌افتد)
کاربرد معنی مثال
Spoil a surprise خراب کردن سورپرایز She spoiled the surprise by telling him.
Spoil a moment خراب کردن لحظه The noise spoiled our romantic dinner.
Spoil a plan به‌هم زدن نقشه یا برنامه The traffic spoiled our travel plan.

💔 بخش ۲: Spoil a Friendship — خراب کردن دوستی

یکی از کاربردهای رایج Spoil، در روابط انسانی است.
وقتی می‌گوییم “spoil a friendship” یعنی کاری کنیم که رابطه دوستی آسیب ببیند یا از بین برود.

🧠 معنی:

🔹 “Spoil a friendship” = دوستی را خراب کردن

🧩 مثال‌ها:

  1. Don’t let money spoil your friendship.
    نگذار پول دوستی‌تان را خراب کند.
  2. Jealousy spoiled their friendship.
    حسادت دوستی‌شان را از بین برد.
ساختار معنی مثال
Spoil a friendship خراب کردن رابطه دوستانه They argued and spoiled their friendship.
Spoil the trust از بین بردن اعتماد Lies can spoil the trust in a relationship.

💞 بخش ۳: Spoil me — منو لوس کن!

وقتی کسی می‌گوید “Spoil me”، منظورش معمولاً محبت زیاد، توجه زیاد یا مراقبت بیش از حد است.
در واقع، “spoil” در این معنا مثبت یا عاشقانه است.

🧩 مثال‌ها:

  1. 💖 He always spoils me with gifts.
    او همیشه با هدیه‌ها من را لوس می‌کند.
  2. 🍰 Spoil me with a dessert tonight!
    امشب با یه دسر منو لوس کن!
حالت کاربردی معنی مثال
Spoil me من را لوس کن My boyfriend loves to spoil me.
Spoil him/her او را لوس کن She spoils her son a lot.

🔹 در روابط عاشقانه یا خانوادگی، این عبارت نشانه عشق و توجه زیاد است، نه چیز منفی.


🍽️ بخش ۴: Spoil your appetite — اشتهایت را از بین ببر

عبارت “spoil your appetite” به معنی کاری است که باعث شود قبل از وعده اصلی غذا دیگر گرسنه نباشی.

🧩 مثال‌ها:

  1. 🍫 Don’t eat too many sweets — you’ll spoil your appetite!
    زیاد شیرینی نخور، اشتهایت از بین می‌ره!
  2. 🍟 Eating fries before dinner spoils your appetite.
    خوردن سیب‌زمینی سرخ‌کرده قبل از شام، اشتها را از بین می‌برد.
ساختار معنی مثال
Spoil your appetite از بین بردن اشتها Snacking too much spoils your appetite.
Spoil the meal خراب کردن وعده غذا The smell of burnt food spoiled the meal.

🎁 بخش ۵: Spoil yourself — به خودت برس!

این عبارت تشویقی است برای لذت بردن از زندگی یا انجام کاری برای آرامش خود.
یعنی “به خودت لطف کن”، “به خودت برس”، “خودت را خوشحال کن”.

🧩 مثال‌ها:

  1. 💅 You deserve to spoil yourself after a long week.
    بعد از یه هفته سخت، حقته به خودت برسی.
  2. 🏖️ Take a vacation and spoil yourself a little.
    یه تعطیلات بگیر و کمی به خودت لطف کن.
کاربرد معنی مثال
Spoil yourself به خودت برس Spoil yourself with a relaxing day.
Spoil yourself rotten خیلی به خودت لطف کن (زیاده‌روی) She spoiled herself rotten with shopping.

🛒 بخش ۶: Spoil someone — کسی را لوس کردن

وقتی کسی را spoil می‌کنیم، یعنی بیش از حد به او خوبی می‌کنیم تا جایی که ممکن است لوس شود.

🧩 مثال‌ها:

  1. 👩‍👧 Parents shouldn’t spoil their kids too much.
    والدین نباید بچه‌هایشان را خیلی لوس کنند.
  2. 🧸 Grandparents love to spoil their grandchildren.
    پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها عاشق لوس کردن نوه‌ها هستند.
ساختار معنی مثال
Spoil a child بچه را لوس کردن Too many toys can spoil a child.
Spoil a pet حیوان خانگی را لوس کردن They spoil their cat like a baby.

🥫 بخش ۷: Food Spoils — غذا فاسد می‌شود

در کاربرد روزمره، یکی از مهم‌ترین معانی spoil مربوط به غذاست.
وقتی می‌گوییم “The food spoiled” یعنی غذا فاسد شده یا دیگر قابل خوردن نیست.

🧩 مثال‌ها:

  1. 🧀 The milk has spoiled. Don’t drink it!
    شیر فاسد شده، نخورش!
  2. 🍗 Keep it in the fridge or it will spoil.
    بگذارش تو یخچال وگرنه فاسد می‌شود.
کاربرد معنی مثال
Food spoils غذا فاسد می‌شود The meat spoiled in the heat.
Spoiled milk شیر فاسد Spoiled milk smells terrible.

🎭 بخش ۸: Spoil the fun — لذت را خراب کردن

وقتی کسی با رفتارش حال جمع را خراب کند، می‌گوییم:

“Don’t spoil the fun!”
یعنی «حال را نگیر» یا «لذت جمع را خراب نکن».

🧩 مثال‌ها:

  1. Don’t spoil the fun with your complaints.
    با غر زدنت حال جمع را نگیر.
  2. He spoiled the party by being rude.
    او با رفتار بی‌ادبانه‌اش مهمانی را خراب کرد.
ساختار معنی مثال
Spoil the fun حال جمع را خراب کردن Don’t spoil the fun!
Spoil the mood حال و هوا را خراب کردن His words spoiled the mood.

📚 بخش ۹: ترکیب‌ها و اصطلاحات پرکاربرد با Spoil

ترکیب معنی مثال
Spoil a show نمایش را خراب کردن The noise spoiled the show.
Spoil a plan نقشه را خراب کردن His mistake spoiled the plan.
Spoil a surprise سورپرایز را لو دادن Don’t spoil the surprise!
Spoil the game بازی را خراب کردن Rain spoiled the game.
Spoil everything همه چیز را خراب کردن You always spoil everything!

🌈 بخش ۱۰: نکات گرامری و تلفظی

مورد توضیح
📖 تلفظ /spɔɪl/ (اسپویل)
⏰ زمان گذشته spoiled / spoilt
🇬🇧 نکته بریتیش در انگلیسی بریتیش اغلب “spoilt” به کار می‌رود.
🇺🇸 نکته امریکن در انگلیسی آمریکایی معمولاً “spoiled” رایج‌تر است.
💬 اسم spoilage = فاسد شدن (به‌ویژه غذا)

🧭 بخش ۱۱: تفاوت Spoil با Ruin و Destroy

کلمه شدت معنی کاربرد اصلی مثال
Spoil ملایم‌تر تجربه یا کیفیت Rain spoiled our picnic.
Ruin شدیدتر موقعیت یا برنامه The accident ruined his day.
Destroy خیلی شدید نابودی کامل The fire destroyed the house.

✨ جمع‌بندی نهایی

کلمه Spoil از آن دسته واژه‌هایی است که دانستن معنی‌های متنوع آن، زبان انگلیسی شما را زنده‌تر و طبیعی‌تر می‌کند.
از خراب کردن سورپرایز گرفته تا لوس کردن بچه یا فاسد شدن غذا، در موقعیت‌های مختلف به کار می‌رود.

نوع کاربرد معنی اصلی مثال
احساسی لوس کردن یا محبت زیاد He loves to spoil me.
روابط خراب کردن دوستی Don’t let anger spoil your friendship.
خوراکی فاسد شدن The milk spoiled overnight.
احساسی-جمعی خراب کردن حال جمع Don’t spoil the fun!

💡 نکته آموزشی:

برای یادگیری بهتر، این ۴ جمله را تمرین کنید 👇

  1. Don’t spoil the surprise! 🎉
  2. You spoiled your appetite with snacks. 🍫
  3. He spoiled me with gifts. 🎁
  4. The meat spoiled in the sun. ☀️

🏆 اصطلاحات و ترکیب‌های پیشرفته با «Spoil»

در این بخش با ترکیب‌هایی آشنا می‌شویم که زبان‌آموزان سطح متوسط به بالا (B2 تا C1) معمولاً با آن‌ها در مکالمه، فیلم و متن روبه‌رو می‌شوند.


🎯 ۱. Spoil for a fight — دنبال دعوا بودن 😠

وقتی کسی دنبال درگیری یا بحث است، از این عبارت استفاده می‌شود.

🧩 مثال‌ها:

  1. He looks like he’s spoiling for a fight.
    به نظر می‌رسد دنبال دعواست.
  2. Don’t talk to him now, he’s spoiling for trouble.
    الان با او صحبت نکن، دنبال دردسر است.
عبارت معنی مثال
Spoil for a fight دنبال دعوا بودن He’s spoiling for a fight today.
Spoil for trouble دنبال دردسر بودن They were spoiling for trouble.

💸 ۲. Spoil the market — خراب کردن بازار

یعنی کاری کنی که قیمت‌ها یا تقاضا در بازار از بین برود.

🧩 مثال‌ها:

  1. The cheap copies spoiled the market for the original brand.
    نسخه‌های ارزان، بازار برند اصلی را خراب کردند.
  2. Dumping can spoil the market for local producers.
    دامپینگ می‌تواند بازار تولیدکنندگان محلی را نابود کند.

🎤 ۳. Spoil the show — نمایش یا اجرا را خراب کردن 🎭

به معنی خراب کردن اجرا یا برنامه است، معمولاً به خاطر اشتباه، صدا یا رفتار اشتباه.

🧩 مثال‌ها:

  1. The power cut spoiled the whole show.
    قطعی برق کل نمایش را خراب کرد.
  2. A technical problem spoiled the concert.
    یک مشکل فنی کنسرت را به‌هم زد.

🥶 ۴. Spoil the effect — اثر چیزی را از بین بردن

یعنی کاری کنی که نتیجه یا تأثیر مثبت یک کار از بین برود.

عبارت معنی مثال
Spoil the effect از بین بردن اثر The bright shoes spoiled the effect of the elegant dress.
Spoil the image خراب کردن تصویر یا تصور His rude words spoiled his image.

🧳 ۵. Spoil someone’s plans — به‌هم زدن برنامه کسی

یکی از رایج‌ترین کاربردهای spoil در گفت‌وگوها:

🧩 مثال‌ها:

  1. Sorry to spoil your plans, but I can’t come.
    متأسفم که برنامه‌ات را به‌هم می‌زنم، اما نمی‌توانم بیایم.
  2. Rain spoiled our plans for a picnic.
    باران برنامه پیک‌نیک ما را خراب کرد.

🧩 بخش سوم: تمرین‌های آموزشی با پاسخ

بیایید کاربردهای Spoil را با تمرین‌های واقعی تمرین کنیم 👇

جمله انگلیسی معنی فارسی پاسخ صحیح
Don’t eat too much candy. You’ll ___ your appetite. زیاد شیرینی نخور، اشتهایت از بین می‌ره. spoil
She ___ her son with expensive gifts. او پسرش را با هدیه‌های گران لوس می‌کند. spoils
The milk has ___. Don’t drink it! شیر فاسد شده است. spoiled
Don’t let jealousy ___ your friendship. نگذار حسادت دوستی‌تان را خراب کند. spoil
You always ___ everything! تو همیشه همه چیز را خراب می‌کنی! spoil

پاسخ‌ها: spoil, spoils, spoiled, spoil, spoil


💬 بخش چهارم: مثال‌های روزمره از مکالمات واقعی

موقعیت جمله انگلیسی ترجمه فارسی
در مهمانی Don’t spoil the fun by being negative. با منفی‌بافی حال جمع را نگیر.
در رابطه عاشقانه My girlfriend loves to spoil me. دوست‌دخترم عاشق لوس کردن من است.
در خانواده Parents shouldn’t spoil their children too much. والدین نباید بچه‌ها را خیلی لوس کنند.
هنگام خرید I spoiled myself with a new phone. خودم را با یک گوشی جدید خوشحال کردم.
درباره غذا The meat spoiled in the sun. گوشت زیر آفتاب فاسد شد.

⚖️ بخش پنجم: تفاوت Spoil در نقش‌های مختلف

کلمه Spoil می‌تواند در جمله نقش‌های مختلفی داشته باشد:

نقش دستوری مثال معنی
فعل (Verb) Don’t spoil the surprise. خراب نکن.
صفت (Adjective) Spoiled child بچه لوس
اسم (Noun) Food spoilage فاسد شدن غذا

📘 نکته:

  • Spoiled و Spoilt هر دو درست‌اند، اما:
    • 🇺🇸 آمریکایی: spoiled
    • 🇬🇧 بریتانیایی: spoilt

🔠 بخش ششم: مترادف‌ها و تفاوت معنایی

واژه معنی تفاوت با Spoil مثال
Ruin نابود کردن شدت بیشتر دارد The storm ruined the city.
Damage آسیب رساندن معمولاً فیزیکی‌تر است The rain damaged the car.
Break شکستن فقط فیزیکی He broke the window.
Destroy تخریب کامل قوی‌ترین نوع تخریب The fire destroyed everything.
Decay پوسیدن یا فاسد شدن تدریجی درباره مواد طبیعی The fruit decayed quickly.

💡 بخش هفتم: اشتباهات رایج در استفاده از Spoil

اشتباه درست توضیح
The food is spoil. The food is spoiled. چون «spoiled» صفت است.
He spoiled me very. He spoiled me a lot. در انگلیسی «very» برای صفت‌هاست نه افعال.
I don’t want to spoil him to be lazy. I don’t want to spoil him. نیازی به ادامه نیست. فعل کافی است.

🧘‍♀️ بخش هشتم: Spoil در فرهنگ و طنز انگلیسی

در مکالمات طنز، spoil گاهی برای «افشای داستان فیلم یا سریال» هم استفاده می‌شود.

🎬 Don’t spoil the movie!
= لو نده آخر فیلم چی میشه!

از این معنا، کلمه جدیدی ساخته شده:
Spoiler (اسم) = شخصی که داستان را لو می‌دهد
مثلاً:

  • No spoilers, please!
    لطفاً اسپویل نکن!

🧾 بخش نهم: جدول مرور کلی

نوع کاربرد معنی فارسی مثال انگلیسی ترجمه
Spoil a friendship خراب کردن دوستی Money spoiled their friendship. پول دوستی‌شان را خراب کرد.
Spoil me منو لوس کن He loves to spoil me. او عاشق لوس کردن من است.
Spoil your appetite اشتها را از بین بردن Don’t spoil your appetite with snacks. زیاد تنقلات نخور.
Spoil yourself به خودت لطف کن You deserve to spoil yourself. حق داری به خودت برسی.
Food spoils غذا فاسد می‌شود The food spoiled quickly. غذا زود فاسد شد.
Spoil the fun حال جمع را خراب کردن Don’t spoil the fun! حال را نگیر!
Spoil a plan نقشه را به هم زدن Rain spoiled our plan. باران برنامه‌مان را خراب کرد.

🧠 بخش دهم: تمرین گفتاری برای زبان‌آموزان

برای تمرین، سعی کن با این جملات کامل صحبت کنی:

  1. I don’t want to spoil our friendship.
  2. She always spoils her kids with gifts.
  3. The weather spoiled our trip.
  4. I deserve to spoil myself this weekend.
  5. The milk has spoiled, throw it away.

💬 تمرین پیشنهادی:
هر روز ۳ جمله با «spoil» در دفترت بنویس و آن را با صدای بلند بخوان.
در پایان یک هفته، ۲۵ ساختار مختلف با این واژه یاد می‌گیری.


🌟 بخش یازدهم: ترکیب‌های پیشرفته‌تر برای سطح C1

ترکیب معنی مثال انگلیسی ترجمه
Spoil someone’s chances از بین بردن شانس کسی He spoiled his chances by being late. دیر رسیدن شانسش را از بین برد.
Spoil someone’s reputation خراب کردن شهرت کسی The scandal spoiled his reputation. رسوایی شهرتش را نابود کرد.
Spoil the ending لو دادن پایان داستان Don’t spoil the ending! پایان داستان را نگو!
Spoil the picture خراب کردن تصویر کلی The stain spoiled the picture. لکه تصویر را خراب کرد.
Spoil the surprise لو دادن سورپرایز You spoiled the surprise! سورپرایز را لو دادی!

🎯 جمع‌بندی کلی مقاله

کلمه Spoil از آن دسته واژه‌های جادویی در انگلیسی است که بسته به موقعیت، چندین معنی دارد:

دسته کاربردی معنی کلی مثال کوتاه
روابط خراب کردن یا لوس کردن Don’t spoil our friendship.
احساسات خراب کردن لذت Don’t spoil the fun!
غذا فاسد شدن The milk spoiled.
رفتار محبت زیاد She spoils her son.
شخصی به خود لطف کردن Spoil yourself a little.

💬 نتیجه‌گیری آموزشی

  • 🔹 Spoil هم می‌تواند منفی باشد (خراب کردن)
  • 🔹 هم می‌تواند مثبت باشد (محبت یا رسیدگی زیاد)
  • 🔹 در انگلیسی گفتاری بسیار پرکاربرد است
  • 🔹 دانستن تفاوت بین spoiled, spoilt, و spoiler ضروری است

💡 توصیه پایانی

برای تسلط واقعی روی این واژه:

  1. 📺 فیلم‌هایی با دیالوگ روزمره ببین (مثلاً Friends یا Modern Family)
  2. 📝 جمله‌های واقعی بساز و در مکالمات استفاده کن
  3. 🗣️ از عبارات “Don’t spoil it!” و “Spoil yourself!” در گفتگوهای واقعی بهره ببر

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *