جملهسازی با Come در زبان انگلیسی
کاربردهای پایه و پرکاربرد فعل Come
فعل come یکی از مهمترین و پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است که در مکالمات روزمره، متون رسمی، داستانها و اصطلاحات کاربرد گستردهای دارد. یادگیری درست جملهسازی با come به زبانآموز کمک میکند طبیعیتر صحبت کند و مفاهیم را دقیقتر منتقل نماید.
در این بخش، به کاربردهای اصلی come در معنی پایه، زمانهای مختلف، ساختارهای رایج و مثالهای متنوع میپردازیم. تمرکز این بخش بر جملهسازی صحیح و کاربردی است، نه اصطلاحات پیشرفته.
📌 معنی اصلی فعل Come
Come بهطور پایه به معنی «آمدن» است؛ یعنی حرکت از جایی به سمت گوینده یا مکانی مشخص.
| فعل | معنی فارسی |
|---|---|
| come | آمدن |
| comes | میآید |
| came | آمد |
| coming | در حال آمدن |
| come (pp) | آمده |
🟢 ساختار ساده Come در زمان حال ساده (Present Simple)
از come در زمان حال ساده برای بیان عادتها، برنامهها یا واقعیتهای عمومی استفاده میشود.
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| I come to work at 8 a.m. | من ساعت ۸ به محل کار میآیم |
| She comes home late. | او دیر به خانه میآید |
| They come here every day. | آنها هر روز اینجا میآیند |
| He comes from Italy. | او اهل ایتالیاست |
🔹 نکته مهم: در سوم شخص مفرد (he / she / it) فعل به comes تبدیل میشود.
🟡 Come در زمان گذشته ساده (Past Simple)
برای بیان اتفاقی که در گذشته رخ داده و تمام شده است، از came استفاده میشود.
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| I came to the party last night. | دیشب به مهمانی آمدم |
| She came early. | او زود آمد |
| We came by taxi. | ما با تاکسی آمدیم |
| He came back home tired. | او خسته به خانه برگشت |
🔵 Come در زمان آینده (Future)
برای آینده معمولاً از will come یا ساختار be going to come استفاده میشود.
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| I will come tomorrow. | فردا میآیم |
| She will come with us. | او با ما خواهد آمد |
| They are going to come soon. | آنها بهزودی میآیند |
🟣 Come در زمان حال استمراری (Present Continuous)
برای بیان عملی که در همین حوالی زمان حال در حال انجام است یا برنامه قطعی آینده، از am/is/are coming استفاده میشود.
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| I am coming now. | الان دارم میآیم |
| She is coming to the meeting. | او در حال آمدن به جلسه است |
| We are coming tonight. | امشب میآییم |
🧭 Come برای بیان «اهلِ جایی بودن»
یکی از کاربردهای بسیار رایج come، بیان مبدأ یا محل تولد است.
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| I come from Iran. | من اهل ایران هستم |
| She comes from a small town. | او اهل یک شهر کوچک است |
| Where do you come from? | اهل کجا هستی؟ |
🚶♂️ Come همراه با قید مکان
فعل come اغلب با قیدهای مکان برای شفافتر شدن مسیر یا مقصد استفاده میشود.
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Come here, please. | لطفاً بیا اینجا |
| Come inside. | بیا داخل |
| Come back soon. | زود برگرد |
| Come upstairs. | بیا بالا |
⏰ Come همراه با قید زمان
استفاده از قیدهای زمان باعث دقیقتر شدن مفهوم جمله میشود.
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Come early. | زود بیا |
| Come on time. | سر وقت بیا |
| Come tomorrow morning. | فردا صبح بیا |
| Come next week. | هفته بعد بیا |
🗣️ Come در جملات امری (Imperative)
در مکالمات روزمره، come بهصورت امری بسیار استفاده میشود.
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Come here! | بیا اینجا |
| Come with me. | با من بیا |
| Come and see this. | بیا اینو ببین |
| Come and help me. | بیا کمکم کن |
⚠️ تفاوت Come و Go در جملهسازی
درک تفاوت come و go برای جملهسازی صحیح بسیار مهم است.
| فعل | کاربرد |
|---|---|
| come | حرکت به سمت گوینده |
| go | حرکت دور از گوینده |
| مثال | ترجمه |
|---|---|
| Come to my house. | بیا خونه من |
| I will go to his house. | من به خونه او میروم |
🧩 Come در سوالسازی
برای سوالسازی در زمان حال ساده از do / does استفاده میشود.
| جمله سوالی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Do you come here often? | زیاد اینجا میآیی؟ |
| Where do they come from? | آنها اهل کجا هستند؟ |
| Does she come with you? | او با تو میآید؟ |
📘 Come در جملات منفی
برای منفی کردن، از do not / does not / did not استفاده میشود.
| جمله منفی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| I do not come late. | من دیر نمیآیم |
| She does not come on weekends. | او آخر هفتهها نمیآید |
| They did not come yesterday. | آنها دیروز نیامدند |
⭐ نمونه جملات کاربردی و روزمره با Come
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Come and sit here. | بیا اینجا بنشین |
| Can you come today? | میتونی امروز بیای؟ |
| He came alone. | او تنها آمد |
| She is coming right now. | او همین الان در حال آمدن است |
| Please come early tomorrow. | لطفاً فردا زود بیا |
🎯 نکات کلیدی این بخش
- Come فعل بیقاعده است (come / came / come)
- در مکالمه روزمره بسیار پرتکرار است
- با قیدهای زمان و مکان بهراحتی ترکیب میشود
- پایه بسیاری از اصطلاحات انگلیسی است
افعال عبارتی (Phrasal Verbs) و کاربردهای پیشرفته Come
در این بخش، تمرکز بر افعال عبارتی ساختهشده با come است. افعال عبارتی یکی از مهمترین بخشهای زبان انگلیسی هستند و تسلط بر آنها باعث میشود مکالمه شما طبیعیتر، حرفهایتر و شبیه افراد Native شود.
فعل come با حروف اضافه و قیدهای مختلف، معانی کاملاً متفاوتی میسازد که درک آنها برای زبانآموزان ضروری است.
🔹 Come back
📌 معنی: برگشتن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| I will come back soon. | بهزودی برمیگردم |
| She came back home late. | او دیر به خانه برگشت |
| When did you come back? | کی برگشتی؟ |
| He came back from work tired. | او خسته از کار برگشت |
🧠 نکته: come back هم برای مکان و هم برای موقعیت (مثلاً بازگشت به کار یا رابطه) استفاده میشود.
🔹 Come in
📌 معنی: داخل آمدن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Come in, please. | بفرمایید داخل |
| She came in quietly. | او بیصدا داخل شد |
| He knocked and came in. | در زد و داخل آمد |
| The teacher came in late. | معلم دیر وارد شد |
🚪 کاربرد رایج در مکالمات رسمی و روزمره، مخصوصاً هنگام دعوت به ورود.
🔹 Come out
📌 معانی:
1️⃣ بیرون آمدن
2️⃣ منتشر شدن (کتاب، فیلم، خبر)
3️⃣ فاش شدن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| The sun came out. | خورشید بیرون آمد |
| Her new book came out last week. | کتاب جدیدش هفته پیش منتشر شد |
| The truth finally came out. | حقیقت بالاخره فاش شد |
| We came out of the building. | از ساختمان بیرون آمدیم |
📘 come out یکی از پرمعناترین افعال عبارتی است.
🔹 Come up
📌 معانی:
1️⃣ پیش آمدن
2️⃣ مطرح شدن
3️⃣ بالا آمدن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| A problem came up. | یک مشکل پیش آمد |
| His name came up in the meeting. | اسمش در جلسه مطرح شد |
| She came up to me. | او به سمت من آمد |
| Something urgent came up. | یک موضوع فوری پیش آمد |
⚠️ در مکالمات کاری بسیار پرکاربرد است.
🔹 Come across
📌 معنی: اتفاقی برخورد کردن / تصادفی پیدا کردن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| I came across an old photo. | اتفاقی به یک عکس قدیمی برخوردم |
| She came across as confident. | او بااعتمادبهنفس به نظر میرسید |
| We came across a good restaurant. | تصادفی یک رستوران خوب پیدا کردیم |
🧩 این فعل هم فیزیکی و هم ذهنی استفاده میشود.
🔹 Come along
📌 معنی: همراهی کردن / پیش رفتن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Come along with us. | با ما بیا |
| How is your project coming along? | کارت چطور پیش میره؟ |
| She came along to help. | او برای کمک همراه شد |
| Things are coming along well. | اوضاع خوب پیش میره |
💬 بسیار رایج در مکالمات دوستانه.
🔹 Come over
📌 معنی: به دیدن کسی آمدن / سر زدن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Come over tonight. | امشب بیا خونه ما |
| She came over for dinner. | برای شام اومد |
| Why don’t you come over? | چرا نمیای؟ |
| Friends came over yesterday. | دیروز دوستان سر زدند |
🏠 اغلب برای دیدارهای غیررسمی استفاده میشود.
🔹 Come down
📌 معانی:
1️⃣ پایین آمدن
2️⃣ کاهش یافتن (قیمت، تب، استرس)
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Come down slowly. | آرام پایین بیا |
| Prices have come down. | قیمتها پایین آمده |
| His fever came down. | تبش پایین آمد |
| She came down the stairs. | از پلهها پایین آمد |
📉 کاربرد زیاد در اقتصاد و سلامتی.
🔹 Come up with
📌 معنی: ارائه دادن / به فکری رسیدن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| She came up with a great idea. | او به یک ایده عالی رسید |
| Can you come up with a solution? | میتونی راهحل بدی؟ |
| He came up with an excuse. | او یک بهانه جور کرد |
| We need to come up with a plan. | باید یک برنامه ارائه بدیم |
🧠 یکی از مهمترین افعال عبارتی در محیط کاری.
🔹 Come true
📌 معنی: به حقیقت پیوستن (آرزو، رویا)
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| My dream came true. | رویایم به حقیقت پیوست |
| I hope your wish comes true. | امیدوارم آرزوت برآورده بشه |
| His dream finally came true. | رویایش بالاخره محقق شد |
✨ معمولاً برای احساسات مثبت استفاده میشود.
🔹 Come on
📌 معانی:
1️⃣ زود باش
2️⃣ تشویق
3️⃣ اعتراض دوستانه
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Come on, hurry up! | زود باش! |
| Come on, you can do it. | تو میتونی |
| Oh, come on! | بابا دیگه! |
| Come on, let’s go. | بیا بریم |
🎭 بسیار محاورهای و پرکاربرد در مکالمه روزانه.
🧠 مقایسه سریع افعال عبارتی Come
| فعل عبارتی | معنی اصلی |
|---|---|
| come back | برگشتن |
| come in | وارد شدن |
| come out | منتشر/فاش شدن |
| come up | پیش آمدن |
| come across | اتفاقی پیدا کردن |
| come along | همراهی کردن |
| come over | سر زدن |
| come down | پایین آمدن |
| come up with | ایده دادن |
| come true | محقق شدن |
| come on | زود باش / تشویق |
📌 الگوهای رایج جملهسازی با Come
| ساختار | مثال |
|---|---|
| come + place | Come here |
| come + time | Come tomorrow |
| come + adjective | Come prepared |
| come + preposition | Come with me |
| come + phrasal verb | Come back soon |
⭐ نمونه جملات ترکیبی پیشرفته
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| A new opportunity came up. | یک فرصت جدید پیش آمد |
| She came over to talk. | او برای صحبت سر زد |
| Prices are coming down slowly. | قیمتها کمکم در حال کاهشاند |
| He came up with a smart idea. | او به یک ایده هوشمندانه رسید |
| Everything came true at last. | همهچیز بالاخره محقق شد |
اصطلاحات (Idioms)، کاربرد محاورهای و خطاهای رایج با Come
در این بخش، تمرکز بر اصطلاحات ثابت (Idioms) و کاربردهای محاورهای فعل come است. این ساختارها معمولاً ترجمه تحتاللفظی ندارند و یادگیری آنها باعث میشود زبانآموز طبیعیتر صحبت کند و مفهوم را دقیقتر منتقل نماید. همچنین در پایان این بخش به اشتباهات رایج در استفاده از come پرداخته میشود.
🔹 Come to think of it
📌 معنی: حالا که فکر میکنم
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Come to think of it, she was right. | حالا که فکر میکنم، حق با او بود |
| Come to think of it, I forgot his name. | حالا که فکر میکنم، اسمش یادم رفت |
| Come to think of it, we met before. | حالا که فکر میکنم، قبلاً همدیگه رو دیدیم |
🧠 معمولاً وسط مکالمه و بعد از مکث ذهنی استفاده میشود.
🔹 Come what may
📌 معنی: هرچه پیش آید / تحت هر شرایطی
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| I will support you, come what may. | هرچه پیش بیاد، ازت حمایت میکنم |
| She stayed strong, come what may. | او تحت هر شرایطی قوی ماند |
| We will finish this project, come what may. | هرچه پیش آید، این پروژه را تمام میکنیم |
🔹 Come in handy
📌 معنی: به درد خوردن / مفید بودن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| This skill will come in handy. | این مهارت به کارت میاد |
| Your advice came in handy. | نصیحتت خیلی به درد خورد |
| The map came in handy during the trip. | نقشه در سفر به درد خورد |
🔹 Come to an end
📌 معنی: به پایان رسیدن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| The meeting came to an end. | جلسه به پایان رسید |
| The show came to an end. | برنامه تمام شد |
| Their relationship came to an end. | رابطهشان به پایان رسید |
🔹 Come to terms with
📌 معنی: کنار آمدن با چیزی
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| He came to terms with the loss. | با این فقدان کنار آمد |
| She is trying to come to terms with reality. | او در حال کنار آمدن با واقعیت است |
| We must come to terms with change. | باید با تغییر کنار بیاییم |
🔹 Come to a decision
📌 معنی: تصمیم گرفتن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| She came to a decision quickly. | او سریع تصمیم گرفت |
| Have you come to a decision? | به تصمیم رسیدی؟ |
| He came to the right decision. | او تصمیم درستی گرفت |
🔹 Come to mind
📌 معنی: به ذهن رسیدن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Your name came to mind. | اسمت به ذهنم رسید |
| Nothing came to mind. | چیزی به ذهنم نرسید |
| A good idea came to mind. | یک ایده خوب به ذهنم رسید |
🔹 Come of age
📌 معنی: به سن قانونی رسیدن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| He came of age last year. | پارسال به سن قانونی رسید |
| She will come of age soon. | او بهزودی به سن قانونی میرسد |
🔹 Come under pressure
📌 معنی: تحت فشار قرار گرفتن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| He came under pressure at work. | در محل کار تحت فشار قرار گرفت |
| The team came under pressure. | تیم تحت فشار قرار گرفت |
🔹 Come to light
📌 معنی: فاش شدن
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| New facts came to light. | حقایق جدید فاش شد |
| The truth came to light later. | حقیقت بعداً آشکار شد |
🗣️ Come در مکالمه محاورهای روزمره
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Come on, relax. | بیخیال، آروم باش |
| Come on, tell me the truth. | راستشو بگو |
| I’m coming! | دارم میام |
| Come on in. | بفرمایید داخل |
| Come on, be serious. | جدی باش |
⚠️ اشتباهات رایج زبانآموزان با Come
| اشتباه رایج | شکل صحیح |
|---|---|
| ❌ I come yesterday | ✅ I came yesterday |
| ❌ She come here often | ✅ She comes here often |
| ❌ He is come now | ✅ He is coming now |
| ❌ I will came tomorrow | ✅ I will come tomorrow |
| ❌ Come to my home yesterday | ✅ I came to my home yesterday |
🧩 تفاوتهای ظریف در کاربرد Come
| ساختار | توضیح |
|---|---|
| come + adjective | بیان تغییر وضعیت |
| come + noun | رسیدن به حالت یا نتیجه |
| come + to + noun | رسیدن به مرحله ذهنی |
| come + under | قرار گرفتن در شرایط |
⭐ نمونه جملات ترکیبی پیشرفته
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Everything came to an end suddenly. | همهچیز ناگهان تمام شد |
| A solution finally came to mind. | بالاخره یک راهحل به ذهن رسید |
| He came under pressure but stayed calm. | تحت فشار قرار گرفت اما آرام ماند |
| The truth came to light after years. | حقیقت بعد از سالها فاش شد |
| This tool will come in handy one day. | این ابزار یک روز به کارت میاد |