اجزای جمله در انگلیسی با مثال (Parts of Speech)
در زبان انگلیسی، هر کلمه نقش خاصی در جمله دارد و این نقش را با عنوان Parts of Speech میشناسیم. درک درست از اجزای جمله برای یادگیری گرامر، مکالمه، و نوشتار صحیح بسیار حیاتی است. زبان انگلیسی به طور کلی از هشت جزء اصلی جمله تشکیل شده است: اسم (Noun)، ضمیر (Pronoun)، فعل (Verb)، صفت (Adjective)، قید (Adverb)، حرف اضافه (Preposition)، حرف ربط (Conjunction) و حرف ندا (Interjection).
در این بخش به بررسی چهار جزء اول یعنی Noun، Pronoun، Verb و Adjective میپردازیم.
🟢 اسم (Noun)
اسم به کلمهای گفته میشود که برای نامیدن انسان، مکان، شیء یا مفهوم به کار میرود.
🔹 انواع اسمها:
| نوع اسم |
توضیح |
مثال |
| Common Noun |
اسم عام برای اشاره به افراد یا اشیاء به طور کلی |
boy, city, car |
| Proper Noun |
اسم خاص برای اشاره به نام مشخصی از فرد یا مکان |
Ali, London, Toyota |
| Abstract Noun |
اسم انتزاعی برای مفاهیم غیرقابل لمس |
love, freedom, wisdom |
| Concrete Noun |
اسم ملموس برای چیزهایی که قابل دیدن و لمس هستند |
book, cat, chair |
| Collective Noun |
اسم جمعی برای اشاره به گروهی از موجودات یا اشیاء |
team, family, herd |
| Countable Noun |
اسامی قابل شمارش |
apple, pen, student |
| Uncountable Noun |
اسامی غیرقابل شمارش |
water, sugar, air |
📘 نکات مهم درباره اسمها:
- اسمهای خاص همیشه با حرف بزرگ (Capital Letter) شروع میشوند.
🔸 Example: Paris is a beautiful city.
- اسمهای قابل شمارش در حالت جمع معمولاً به -s یا -es ختم میشوند.
🔸 Book → Books, Box → Boxes
- بعضی اسمها شکل جمع نامنظم دارند.
🔸 Child → Children, Man → Men
🟣 ضمیر (Pronoun)
ضمیر کلمهای است که به جای اسم استفاده میشود تا از تکرار جلوگیری کند.
🔹 انواع ضمیرها:
| نوع ضمیر |
کاربرد |
مثال |
| Personal Pronoun |
اشاره به اشخاص با توجه به نقش در جمله |
I, you, he, she, it, we, they |
| Possessive Pronoun |
نشاندهنده مالکیت |
mine, yours, his, hers, ours, theirs |
| Reflexive Pronoun |
وقتی فاعل و مفعول یکی هستند |
myself, yourself, himself |
| Demonstrative Pronoun |
برای اشاره |
this, that, these, those |
| Interrogative Pronoun |
برای پرسش |
who, what, which |
| Relative Pronoun |
برای وصل کردن دو جمله |
who, which, that |
| Indefinite Pronoun |
برای اشاره کلی و نامعین |
someone, anybody, nothing |
📘 نکات کاربردی:
- ضمیر باید از نظر شخص (person) و تعداد (number) با اسم جایگزینشده هماهنگ باشد.
🔸 Ali is a good boy. He studies hard.
- در زبان رسمی، برای اشیاء و حیوانات معمولاً از it استفاده میشود، مگر زمانی که به حیوانی خاص احساس نزدیکی داریم.
🔸 My dog is sick. I took him to the vet.

🔵 فعل (Verb)
فعل بیانکننده عمل، حالت یا وجود است و قلب جمله به شمار میآید.
🔹 انواع فعلها:
| نوع فعل |
توضیح |
مثال |
| Action Verb |
نشاندهنده عملی است که انجام میشود |
run, eat, write |
| Linking Verb |
حالت یا وضعیت را نشان میدهد، نه عمل |
be, seem, become |
| Auxiliary Verb (Helping Verb) |
برای ساخت زمانها و حالتهای مختلف استفاده میشود |
be, have, do |
| Modal Verb |
نشاندهنده حالت و توانایی، اجازه یا احتمال |
can, may, must, should |
🔹 مثالها:
- She runs every morning. → فعل عملی
- He is a doctor. → فعل ربطی
- They are playing football. → فعل کمکی + اصلی
🔹 زمانها (Tenses) در فعل:
| زمان |
ساختار |
مثال |
| Present Simple |
V1 |
I play football. |
| Past Simple |
V2 |
I played football. |
| Future Simple |
will + V1 |
I will play football. |
| Present Continuous |
am/is/are + V-ing |
I am playing football. |
| Present Perfect |
have/has + V3 |
I have played football. |
⚙️ نکات مهم درباره افعال:
- افعال سوم شخص مفرد در زمان حال ساده معمولاً با -s یا -es همراه میشوند.
🔸 He plays football.
- بعد از افعال modal همیشه شکل ساده فعل میآید.
🔸 She can swim.
- افعال بیقاعده در زمان گذشته و سوم شخص شکل خاص دارند.
🔸 Go → went → gone, Eat → ate → eaten
🟠 صفت (Adjective)
صفت کلمهای است که ویژگی یا حالت اسم یا ضمیر را توصیف میکند.
🔹 انواع صفتها:
| نوع صفت |
کاربرد |
مثال |
| Descriptive Adjective |
توصیف ویژگیها |
beautiful, tall, cold |
| Quantitative Adjective |
بیان مقدار |
some, few, many |
| Demonstrative Adjective |
اشاره |
this, that, these, those |
| Possessive Adjective |
مالکیت |
my, your, his, her |
| Interrogative Adjective |
پرسشی |
which, what, whose |
| Comparative & Superlative Adjectives |
مقایسهای |
big → bigger → biggest |
📘 ترتیب صفات در جمله:
در انگلیسی، اگر چند صفت پشت سر هم بیایند، ترتیب خاصی دارند.
Opinion → Size → Age → Shape → Color → Origin → Material → Purpose → Noun
| مثال |
تحلیل |
| A beautiful small old round red Italian wooden coffee table |
صفتها طبق ترتیب بالا آمدهاند. |
⚙️ نکات کاربردی:
- صفت معمولاً قبل از اسم قرار میگیرد:
🔸 A big house
- گاهی بعد از فعل ربطی میآید:
🔸 She is happy.
- برای مقایسه از more و most نیز استفاده میشود:
🔸 beautiful → more beautiful → most beautiful
📋 جمعبندی تصویری چهار جزء اول
| جزء جمله |
کاربرد اصلی |
مثال |
نکته مهم |
| Noun (اسم) |
نامیدن شخص، مکان، شیء |
cat, city, love |
Proper Nouns با حرف بزرگ شروع میشوند |
| Pronoun (ضمیر) |
جایگزین اسم |
he, she, it |
هماهنگی با اسم جایگزین |
| Verb (فعل) |
نشاندهنده عمل یا حالت |
run, is, have |
زمانها و فاعل تأثیرگذارند |
| Adjective (صفت) |
توصیف اسم یا ضمیر |
beautiful, tall |
معمولاً قبل از اسم میآید |
🔵 قید (Adverb)
قید (Adverb) واژهای است که برای توصیف فعل، صفت، یا قید دیگر بهکار میرود و اطلاعاتی درباره چگونگی، زمان، مکان، علت یا میزان عمل ارائه میدهد.
🔹 انواع قیدها
| نوع قید |
توضیح |
مثال |
| Adverb of Manner |
چگونگی انجام کار را نشان میدهد |
She sings beautifully. |
| Adverb of Time |
زمان انجام کار را بیان میکند |
I saw him yesterday. |
| Adverb of Place |
مکان وقوع کار را مشخص میکند |
They live nearby. |
| Adverb of Frequency |
میزان تکرار کار را نشان میدهد |
He always wakes up early. |
| Adverb of Degree |
شدت یا میزان را نشان میدهد |
I’m very tired. |
| Adverb of Reason |
علت انجام کار را بیان میکند |
He left because he was tired. |
🧩 نکات مهم درباره قیدها
- بیشتر قیدها از افزودن -ly به صفت ساخته میشوند:
🔸 Quick → Quickly
🔸 Happy → Happily
- برخی قیدها شکل مشابه صفت دارند:
🔸 Fast car – He runs fast.
- قید معمولاً بعد از فعل اصلی یا در پایان جمله میآید:
🔸 She speaks English fluently.
- برای تأکید، گاهی در ابتدای جمله هم میآید:
🔸 Suddenly, it started to rain.
📋 تفاوت Adjective و Adverb
| ویژگی |
Adjective |
Adverb |
| توصیف میکند |
اسم یا ضمیر |
فعل، صفت یا قید دیگر |
| مکان در جمله |
قبل از اسم |
بعد از فعل یا جمله |
| مثال |
He is a careful driver. |
He drives carefully. |

🟢 حرف اضافه (Preposition)
حرف اضافه (Preposition) واژهای است که رابطه بین اسم یا ضمیر با سایر اجزای جمله را نشان میدهد. این رابطه میتواند مربوط به مکان، زمان، جهت یا علت باشد.
🔹 انواع حروف اضافه
| نوع |
کاربرد |
مثال |
| Prepositions of Place (مکان) |
برای نشان دادن محل |
in, on, at, under, between |
| Prepositions of Time (زمان) |
برای بیان زمان انجام کار |
in, on, at, before, after |
| Prepositions of Direction (جهت) |
برای اشاره به حرکت |
to, towards, into, from |
| Prepositions of Agent (عامل) |
برای نشان دادن انجامدهنده عمل |
by |
| Prepositions of Instrument (وسیله) |
برای ابزار انجام عمل |
with, by |
📘 مثالها
| جمله |
ترجمه |
توضیح |
| The book is on the table. |
کتاب روی میز است. |
حرف اضافه مکان |
| I was born in 1995. |
من در سال ۱۹۹۵ متولد شدم. |
حرف اضافه زمان |
| She is going to school. |
او به مدرسه میرود. |
حرف اضافه جهت |
| The cake was made by my mother. |
کیک توسط مادرم درست شد. |
حرف اضافه عامل |
⚙️ نکات مهم
- At برای زمان دقیق یا مکان مشخص استفاده میشود.
🔸 At 5 o’clock, At the station
- In برای دوره زمانی بلند و مکانهای کلی بهکار میرود.
🔸 In 2024, In Paris
- On برای روزها و سطوح صاف کاربرد دارد.
🔸 On Monday, On the wall
🟣 حرف ربط (Conjunction)
حرف ربط (Conjunction) کلمهای است که دو واژه، عبارت یا جمله را به هم متصل میکند. بدون حروف ربط، جملات انگلیسی خشک و تکهتکه خواهند بود.
🔹 انواع حروف ربط
| نوع |
توضیح |
مثال |
| Coordinating Conjunctions |
دو بخش مستقل را به هم وصل میکند |
and, but, or, nor, for, yet, so |
| Subordinating Conjunctions |
جمله وابسته را به جمله اصلی وصل میکند |
because, although, if, when, while |
| Correlative Conjunctions |
در جفت استفاده میشوند |
either…or, neither…nor, both…and |
📘 مثالها
| جمله |
ترجمه |
| I wanted to go, but it was raining. |
میخواستم بروم اما باران میبارید. |
| She is tired because she worked hard. |
او خسته است چون سخت کار کرد. |
| Either you study hard or you fail. |
یا سخت درس میخوانی یا شکست میخوری. |
⚙️ نکات کاربردی
- بعد از although جمله کامل میآید:
🔸 Although it was cold, we went out.
- بعد از because جمله علت را میآوریم:
🔸 I stayed home because I was sick.
- با and دو عمل یا ویژگی را ترکیب میکنیم:
🔸 She is smart and kind.
🟠 حرف ندا (Interjection)
حرف ندا (Interjection) واژه یا عبارتی است که برای بیان احساسات ناگهانی، هیجان یا واکنش سریع استفاده میشود.
🔹 پرکاربردترین حروف ندا
| واژه |
معنی |
کاربرد |
| Oh! |
اوه! |
بیان تعجب یا ناراحتی |
| Wow! |
وای! |
شگفتی یا تحسین |
| Ouch! |
آخ! |
درد |
| Hey! |
هی! |
جلب توجه |
| Oops! |
اوپس! |
اشتباه یا لغزش |
| Hurray! |
Hurrah! |
شادی و هیجان |
| Alas! |
افسوس! |
اندوه و ناراحتی |
📘 مثالها
| جمله |
ترجمه |
| Wow! That’s amazing! |
وای! این فوقالعاده است! |
| Ouch! It hurts! |
آخ! درد گرفت! |
| Hey! Come here! |
هی! بیا اینجا! |
| Alas! We lost the game. |
افسوس! بازی را باختیم. |
📋 جدول خلاصه چهار جزء دوم جمله
| جزء جمله |
نقش اصلی |
مثال |
نکته کلیدی |
| Adverb (قید) |
توصیف فعل، صفت یا قید دیگر |
He runs fast. |
معمولاً با -ly ساخته میشود |
| Preposition (حرف اضافه) |
نشاندهنده رابطه بین واژهها |
The cat is on the table. |
در مکان یا زمان کاربرد دارد |
| Conjunction (حرف ربط) |
وصل کردن دو جمله یا عبارت |
I like tea and coffee. |
انواع هماهنگ، وابسته و دوتایی دارد |
| Interjection (حرف ندا) |
بیان احساسات ناگهانی |
Wow! What a view! |
معمولاً با علامت تعجب میآید |