کلمات آلمانی با تلفظ و معنی فارسی | لغات آلمانی با آرتیکل

یادگیری زبان آلمانی از طریق کلمات پایه و پرکاربرد ساده‌تر می‌شود. در این بخش، ۱۰۰ کلمه مهم آلمانی را به پنج دسته تقسیم کرده‌ایم: ضمایر، افعال، اسامی، صفات و حروف اضافه/قیدها.


۱. ضمایر شخصی و اشاره 🧑‍🤝‍🧑

آلمانی فارسی مثال
ich من Ich bin müde. – من خسته‌ام.
du تو Du bist nett. – تو مهربانی.
er او (مذکر) Er ist mein Freund. – او دوست من است.
sie او (مونث) / آنها Sie ist schön. – او زیباست. / Sie sind meine Freunde. – آنها دوستان من هستند.
es آن (خنثی) Es ist kalt. – هوا سرد است.
wir ما Wir gehen nach Hause. – ما به خانه می‌رویم.
ihr شما (جمع) Ihr seid willkommen. – شما خوش آمدید.
Sie شما (رسمی) Können Sie helfen? – می‌توانید کمک کنید؟
mich مرا Er sieht mich. – او مرا می‌بیند.
dich تو را Ich liebe dich. – من تو را دوست دارم.

۲. افعال پرکاربرد ✍️

آلمانی فارسی مثال
sein بودن Ich bin glücklich. – من خوشحالم.
haben داشتن Wir haben Zeit. – ما وقت داریم.
werden شدن Ich werde müde. – من خسته می‌شوم.
können توانستن Ich kann schwimmen. – من می‌توانم شنا کنم.
müssen مجبور بودن Du musst lernen. – تو باید درس بخوانی.
wollen خواستن Ich will essen. – من می‌خواهم غذا بخورم.
sagen گفتن Sie sagt die Wahrheit. – او حقیقت را می‌گوید.
machen انجام دادن Ich mache meine Hausaufgaben. – من تکالیفم را انجام می‌دهم.
gehen رفتن Wir gehen ins Kino. – ما به سینما می‌رویم.
kommen آمدن Er kommt später. – او دیرتر می‌آید.
sehen دیدن Ich sehe den Hund. – من سگ را می‌بینم.
geben دادن Er gibt mir das Buch. – او کتاب را به من می‌دهد.
wissen دانستن Ich weiß die Antwort. – من جواب را می‌دانم.
nehmen گرفتن Sie nimmt den Stift. – او مداد را می‌گیرد.
finden پیدا کردن Ich finde den Schlüssel. – من کلید را پیدا می‌کنم.
bleiben ماندن Wir bleiben zu Hause. – ما در خانه می‌مانیم.
essen خوردن Ich esse Brot. – من نان می‌خورم.
trinken نوشیدن Er trinkt Wasser. – او آب می‌نوشد.
sprechen صحبت کردن Sie spricht Deutsch. – او آلمانی صحبت می‌کند.
arbeiten کار کردن Ich arbeite im Büro. – من در دفتر کار می‌کنم.

۳. اسامی پرکاربرد 🏠

آلمانی فارسی مثال
das Haus خانه Das Haus ist groß. – خانه بزرگ است.
die Stadt شهر Berlin ist eine große Stadt. – برلین شهر بزرگی است.
das Auto ماشین Das Auto ist schnell. – ماشین سریع است.
die Arbeit کار Ich gehe zur Arbeit. – من به سر کار می‌روم.
die Zeit زمان Ich habe keine Zeit. – من وقت ندارم.
das Geld پول Er hat viel Geld. – او پول زیادی دارد.
die Schule مدرسه Die Schule beginnt um 8 Uhr. – مدرسه ساعت ۸ شروع می‌شود.
der Freund دوست (مذکر) Mein Freund ist nett. – دوست من مهربان است.
die Freundin دوست (مونث) Meine Freundin ist klug. – دوست من باهوش است.
die Familie خانواده Meine Familie ist groß. – خانواده من بزرگ است.
das Kind کودک Das Kind spielt draußen. – کودک بیرون بازی می‌کند.
der Mann مرد Der Mann ist stark. – مرد قوی است.
die Frau زن Die Frau ist freundlich. – زن مهربان است.
der Tag روز Heute ist ein schöner Tag. – امروز روز زیبایی است.
die Nacht شب Die Nacht ist ruhig. – شب آرام است.
die Woche هفته Ich arbeite fünf Tage die Woche. – من پنج روز در هفته کار می‌کنم.
der Monat ماه Januar ist der erste Monat. – ژانویه ماه اول است.
das Jahr سال Das Jahr hat 12 Monate. – سال ۱۲ ماه دارد.
der Morgen صبح Am Morgen trinke ich Kaffee. – صبح قهوه می‌نوشم.
der Abend عصر Am Abend sehe ich fern. – عصر تلویزیون تماشا می‌کنم.

۴. صفات پرکاربرد 🎨

آلمانی فارسی مثال
gut خوب Das Essen ist gut. – غذا خوب است.
schlecht بد Das Wetter ist schlecht. – هوا بد است.
groß بزرگ Das Haus ist groß. – خانه بزرگ است.
klein کوچک Das Kind ist klein. – کودک کوچک است.
schön زیبا Der Garten ist schön. – باغ زیباست.
hässlich زشت Das Bild ist hässlich. – تصویر زشت است.
jung جوان Er ist jung. – او جوان است.
alt پیر / قدیمی Das Auto ist alt. – ماشین قدیمی است.
neu جدید Ich habe ein neues Handy. – من یک موبایل جدید دارم.
altmodisch قدیمی‌مد Dieses Kleid ist altmodisch. – این لباس قدیمی‌مد است.
teuer گران Das Buch ist teuer. – کتاب گران است.
billig ارزان Der Stift ist billig. – مداد ارزان است.
warm گرم Das Wasser ist warm. – آب گرم است.
kalt سرد Der Winter ist kalt. – زمستان سرد است.
schnell سریع Der Zug ist schnell. – قطار سریع است.
langsam کند Die Schnecke ist langsam. – حلزون کند است.
stark قوی Der Mann ist stark. – مرد قوی است.
schwach ضعیف Das Kind ist schwach. – کودک ضعیف است.
glücklich خوشحال Ich bin glücklich. – من خوشحالم.
traurig غمگین Sie ist traurig. – او غمگین است.

۵. حروف اضافه و قیدهای مهم 🗺️

آلمانی فارسی مثال
in در Ich bin in der Schule. – من در مدرسه هستم.
an کنار / بر روی Das Bild hängt an der Wand. – تصویر روی دیوار است.
auf روی Das Buch liegt auf dem Tisch. – کتاب روی میز است.
unter زیر Die Katze ist unter dem Stuhl. – گربه زیر صندلی است.
über بالای / درباره Das Flugzeug fliegt über der Stadt. – هواپیما بالای شهر پرواز می‌کند.
vor جلو / قبل از Ich stehe vor dem Haus. – من جلوی خانه ایستاده‌ام.
nach بعد / به سمت Wir gehen nach Berlin. – ما به سمت برلین می‌رویم.
mit با Ich gehe mit meinem Freund. – من با دوستم می‌روم.
ohne بدون Ich trinke Kaffee ohne Zucker. – من قهوه بدون شکر می‌نوشم.
für برای Das Geschenk ist für dich. – هدیه برای توست.
von از Das Geschenk ist von meiner Mutter. – هدیه از طرف مادرم است.
bei کنار / در نزد Ich bin bei meiner Freundin. – من پیش دوستم هستم.
zwischen بین Das Buch liegt zwischen den Stühlen. – کتاب بین صندلی‌ها است.
schon قبلاً / هم اکنون Ich habe das Buch schon gelesen. – من قبلاً کتاب را خوانده‌ام.
noch هنوز Ich bin noch müde. – من هنوز خسته‌ام.
immer همیشه Ich gehe immer spazieren. – من همیشه پیاده‌روی می‌کنم.
nie هرگز Ich habe das nie gemacht. – من هرگز این کار را نکرده‌ام.
oft اغلب Ich gehe oft ins Kino. – من اغلب به سینما می‌روم.
manchmal گاهی Manchmal regnet es. – گاهی باران می‌بارد.
jetzt الان Ich esse jetzt. – من الان غذا می‌خورم.
hier اینجا Ich bin hier. – من اینجا هستم.
dort آنجا Er ist dort. – او آنجاست.
warum چرا Warum bist du müde? – چرا خسته‌ای؟
wie چگونه Wie geht es dir? – حالت چطور است؟
was چه چیزی Was machst du? – چه کار می‌کنی؟
wer کی Wer ist das? – این کیست؟
wann کی Wann kommst du? – کی می‌آیی؟
wo کجا Wo ist das Restaurant? – رستوران کجاست؟
ja بله Ja, ich komme. – بله، من می‌آیم.
nein نه Nein, danke. – نه، ممنون.

بخش دوم: استفاده از ۱۰۰ کلمه مهم آلمانی در جملات و عبارات کاربردی 🗣️

برای یادگیری واقعی زبان آلمانی، فقط دانستن کلمات کافی نیست؛ باید بتوانید آن‌ها را در جملات روزمره و مکالمات عملی به کار ببرید. در این بخش، کلمات دسته‌بندی‌شده بخش اول را در عبارات کاربردی ترکیب کرده‌ایم.


۱. ضمایر و افعال پرکاربرد در جملات 🧑‍🤝‍🧑

آلمانی فارسی مثال استفاده
ich bin من هستم Ich bin müde. – من خسته‌ام.
du hast تو داری Du hast recht. – تو حق داری.
er wird او می‌شود Er wird Arzt. – او پزشک می‌شود.
wir müssen ما باید Wir müssen lernen. – ما باید درس بخوانیم.
sie wollen آنها می‌خواهند Sie wollen ins Kino gehen. – آن‌ها می‌خواهند به سینما بروند.
ich sehe من می‌بینم Ich sehe einen Hund. – من یک سگ می‌بینم.
er gibt او می‌دهد Er gibt mir das Buch. – او کتاب را به من می‌دهد.
wir arbeiten ما کار می‌کنیم Wir arbeiten im Büro. – ما در دفتر کار می‌کنیم.

۲. اسامی پرکاربرد در عبارات روزانه 🏠

آلمانی فارسی مثال استفاده
das Haus خانه Das Haus ist groß und schön. – خانه بزرگ و زیباست.
die Stadt شهر Berlin ist eine interessante Stadt. – برلین شهر جالبی است.
das Auto ماشین Mein Auto ist schnell. – ماشین من سریع است.
die Arbeit کار Ich gehe jeden Tag zur Arbeit. – من هر روز به سر کار می‌روم.
die Familie خانواده Meine Familie ist sehr nett. – خانواده من بسیار مهربان است.
der Freund دوست Mein Freund hilft mir immer. – دوست من همیشه به من کمک می‌کند.
die Schule مدرسه Die Schule beginnt um acht Uhr. – مدرسه ساعت هشت شروع می‌شود.
das Kind کودک Das Kind spielt im Garten. – کودک در باغ بازی می‌کند.

۳. صفات در ترکیب با اسامی 🎨

آلمانی فارسی مثال استفاده
groß بزرگ Das Haus ist groß. – خانه بزرگ است.
klein کوچک Das Kind ist klein und süß. – کودک کوچک و ناز است.
schön زیبا Der Garten ist schön. – باغ زیباست.
hässlich زشت Das Bild ist hässlich. – تصویر زشت است.
teuer گران Das Auto ist teuer. – ماشین گران است.
billig ارزان Der Stift ist billig. – مداد ارزان است.
warm گرم Das Wasser ist warm. – آب گرم است.
kalt سرد Das Wetter ist kalt heute. – امروز هوا سرد است.

۴. حروف اضافه و قیدها در جملات عملی 🗺️

آلمانی فارسی مثال استفاده
in در Ich bin in der Schule. – من در مدرسه هستم.
auf روی Das Buch liegt auf dem Tisch. – کتاب روی میز است.
unter زیر Die Katze ist unter dem Stuhl. – گربه زیر صندلی است.
über بالای / درباره Das Flugzeug fliegt über der Stadt. – هواپیما بالای شهر پرواز می‌کند.
mit با Ich gehe mit meinem Freund spazieren. – من با دوستم پیاده‌روی می‌کنم.
ohne بدون Ich trinke Kaffee ohne Zucker. – من قهوه بدون شکر می‌نوشم.
für برای Das Geschenk ist für dich. – هدیه برای توست.
von از Das Geschenk ist von meiner Mutter. – هدیه از طرف مادرم است.
bei کنار / در نزد Ich bin bei meiner Freundin. – من پیش دوستم هستم.
zwischen بین Das Buch liegt zwischen den Stühlen. – کتاب بین صندلی‌ها است.
schon قبلاً Ich habe das Buch schon gelesen. – من قبلاً کتاب را خوانده‌ام.
noch هنوز Ich bin noch müde. – من هنوز خسته‌ام.
immer همیشه Ich gehe immer spazieren. – من همیشه پیاده‌روی می‌کنم.
nie هرگز Ich habe das nie gemacht. – من هرگز این کار را نکرده‌ام.
oft اغلب Ich gehe oft ins Kino. – من اغلب به سینما می‌روم.
manchmal گاهی Manchmal regnet es. – گاهی باران می‌بارد.
jetzt الان Ich esse jetzt. – من الان غذا می‌خورم.
hier اینجا Ich bin hier. – من اینجا هستم.
dort آنجا Er ist dort. – او آنجاست.
warum چرا Warum bist du müde? – چرا خسته‌ای؟
wie چگونه Wie geht es dir? – حالت چطور است؟
was چه چیزی Was machst du? – چه کار می‌کنی؟
wer کی Wer ist das? – این کیست؟
wann کی Wann kommst du? – کی می‌آیی؟
wo کجا Wo ist das Restaurant? – رستوران کجاست؟
ja بله Ja, ich komme. – بله، من می‌آیم.
nein نه Nein, danke. – نه، ممنون.

بخش سوم: عبارات کاربردی مکالمه‌ای با ۱۰۰ کلمه مهم آلمانی 🗣️🍽️🏪

برای تسلط واقعی بر زبان آلمانی، لازم است کلمات را در موقعیت‌های روزمره مثل سلام و احوالپرسی، خرید، رستوران و مسیرها به کار ببرید. در این بخش، مثال‌ها و جملات عملی ارائه شده‌اند.


۱. سلام و احوالپرسی 👋

آلمانی فارسی مثال استفاده
Hallo سلام Hallo, wie geht es dir? – سلام، حالت چطور است؟
Guten Morgen صبح بخیر Guten Morgen! Ich bin müde. – صبح بخیر! من خسته‌ام.
Guten Abend عصر بخیر Guten Abend! Wie war dein Tag? – عصر بخیر! روزت چطور بود؟
Tschüss خداحافظ Tschüss! Bis morgen. – خداحافظ! تا فردا.
Wie geht es dir? حالت چطور است؟ Wie geht es dir heute? – امروز حالت چطور است؟
Mir geht es gut حالم خوب است Mir geht es gut, danke. – حالم خوب است، ممنون.
Mir geht es schlecht حالم بد است Mir geht es schlecht heute. – امروز حالم بد است.
Ja بله Ja, ich komme mit. – بله، من همراه می‌آیم.
Nein نه Nein, danke. – نه، ممنون.
Danke ممنون Danke für deine Hilfe. – ممنون بابت کمکت.

۲. خرید و پرداخت 💳🛒

آلمانی فارسی مثال استفاده
Ich möchte من می‌خواهم Ich möchte einen Apfel kaufen. – من می‌خواهم یک سیب بخرم.
Wie viel kostet das? قیمتش چقدر است؟ Wie viel kostet das Buch? – قیمت کتاب چقدر است؟
teuer گران Das Kleid ist teuer. – لباس گران است.
billig ارزان Der Stift ist billig. – مداد ارزان است.
bezahlen پرداخت کردن Ich möchte bezahlen. – می‌خواهم پرداخت کنم.
für برای Das Geschenk ist für dich. – هدیه برای توست.
ohne بدون Ich möchte Kaffee ohne Zucker. – قهوه بدون شکر می‌خواهم.
mit با Ich nehme das Brot mit Käse. – نان با پنیر می‌گیرم.
kaufen خریدن Wir kaufen Gemüse. – ما سبزیجات می‌خریم.
verkaufen فروختن Er verkauft Obst. – او میوه می‌فروشد.

۳. رستوران و غذا 🍽️

آلمانی فارسی مثال استفاده
Ich möchte bestellen می‌خواهم سفارش دهم Ich möchte eine Pizza bestellen. – می‌خواهم یک پیتزا سفارش دهم.
das Essen غذا Das Essen ist gut. – غذا خوب است.
trinken نوشیدن Ich möchte Wasser trinken. – می‌خواهم آب بنوشم.
warm گرم Das Essen ist warm. – غذا گرم است.
kalt سرد Das Getränk ist kalt. – نوشیدنی سرد است.
gut خوب Das Essen schmeckt gut. – غذا خوشمزه است.
schlecht بد Der Kaffee schmeckt schlecht. – قهوه بد است.
zahlen پرداخت کردن Wir möchten zahlen. – می‌خواهیم پرداخت کنیم.
für برای Die Rechnung ist für zwei Personen. – صورتحساب برای دو نفر است.
bitte لطفاً Noch ein Glas Wasser, bitte. – لطفاً یک لیوان آب دیگر.

۴. مسیرها و موقعیت‌ها 🗺️🚶‍♂️

آلمانی فارسی مثال استفاده
wo کجا Wo ist die Schule? – مدرسه کجاست؟
hier اینجا Ich bin hier. – من اینجا هستم.
dort آنجا Das Restaurant ist dort. – رستوران آنجاست.
nach به سمت Wir gehen nach Hause. – ما به سمت خانه می‌رویم.
zwischen بین Das Café ist zwischen dem Hotel und der Bank. – کافه بین هتل و بانک است.
links چپ Gehen Sie nach links. – به سمت چپ بروید.
rechts راست Gehen Sie nach rechts. – به سمت راست بروید.
geradeaus مستقیم Gehen Sie geradeaus. – مستقیم بروید.
vor جلو Das Geschäft ist vor dem Park. – فروشگاه جلو پارک است.
hinter پشت Das Auto ist hinter dem Haus. – ماشین پشت خانه است.

۵. عبارات روزمره و پرسش‌ها ❓

آلمانی فارسی مثال استفاده
was چه چیزی Was machst du? – چه کار می‌کنی؟
wer کی Wer ist das? – این کیست؟
warum چرا Warum bist du müde? – چرا خسته‌ای؟
wie چگونه Wie geht es dir? – حالت چطور است؟
wann کی Wann beginnt die Schule? – مدرسه کی شروع می‌شود؟
schon قبلاً Ich habe das Buch schon gelesen. – من قبلاً کتاب را خوانده‌ام.
noch هنوز Ich bin noch zu Hause. – من هنوز در خانه هستم.
immer همیشه Ich trinke immer Kaffee am Morgen. – من همیشه صبح‌ها قهوه می‌نوشم.
manchmal گاهی Manchmal gehe ich ins Kino. – گاهی به سینما می‌روم.
nie هرگز Ich esse nie Fleisch. – من هرگز گوشت نمی‌خورم.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *