اصطلاحات کاربردی آلمانی در محیط کار با تلفظ فارسی

۱. احوالپرسی و شروع مکالمه در محیط کار

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی موقعیت استفاده
Guten Morgen گوتِن مورگن صبح بخیر ابتدای روز کاری
Guten Tag گوتِن تاگ روز بخیر هنگام ورود به دفتر یا ملاقات
Guten Abend گوتِن آ بِن د عصر بخیر پایان روز کاری
Wie geht es Ihnen? وی گِت اِس اینن؟ حال شما چطور است؟ (رسمی) خطاب به همکار یا مدیر
Schön, Sie kennenzulernen شن زی کِنِن‌تسو لِرنِن خوشحالم شما را ملاقات کردم معرفی اولیه

۲. اصطلاحات عمومی در دفتر کار

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی نمونه کاربرد
der Arbeitsplatz دِر آربایتس‌پلاتس محل کار Mein Arbeitsplatz ist im dritten Stock. (محل کار من در طبقه سوم است.)
die Besprechung دی بِشپِرونگ جلسه Wir haben morgen eine Besprechung. (ما فردا جلسه داریم.)
die Kollegen دی کُولِگِن همکاران Meine Kollegen sind sehr freundlich. (همکارانم خیلی صمیمی هستند.)
die Abteilung دی آبتَیلونگ بخش / دپارتمان Ich arbeite in der IT-Abteilung. (من در بخش IT کار می‌کنم.)
der Chef / die Chefin دِر شِف / دی شِفین رئیس Mein Chef ist sehr hilfsbereit. (رئیسم خیلی کمک‌کننده است.)

۳. اصطلاحات مربوط به جلسات کاری

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی توضیح
die Agenda دی آگِندا دستور جلسه لیست موضوعاتی که قرار است در جلسه بررسی شود
das Protokoll داس پروتُکول صورتجلسه خلاصه و ثبت نکات جلسه
die Präsentation دی پْرِزِنتاتسیون ارائه معرفی یا توضیح یک موضوع توسط فرد
der Vorschlag دِر فُرشلاگ پیشنهاد زمانی که ایده‌ای مطرح می‌کنید
die Diskussion دی دِسکوسسیون بحث تبادل نظر میان افراد

۴. اصطلاحات پرکاربرد در مکاتبات کاری (ایمیل)

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی موقعیت استفاده
Sehr geehrte Damen und Herren, زِر گِئِرته دامن اُند هِرِن سروران گرامی شروع ایمیل رسمی
Mit freundlichen Grüßen میت فْرُیندلیشن گِروسن با احترام پایان ایمیل رسمی
Vielen Dank für Ihre Rückmeldung فیلِن دانک فور ایریه رُکملدونگ از پاسخ شما سپاسگزارم تشکر در پایان ایمیل
Ich freue mich auf Ihre Antwort ایش فْروِه میش آوف ایریه آنتوُرت منتظر پاسخ شما هستم درخواست پاسخ محترمانه
Anbei sende ich Ihnen… آنبای زِندِه ایش اینن… پیوست کرده‌ام برای شما… زمانی که فایلی ضمیمه می‌کنید

۵. اصطلاحات ضروری برای پروژه‌ها و کار گروهی

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی مثال
das Team داس تیم تیم Unser Team ist sehr international. (تیم ما بسیار بین‌المللی است.)
zusammenarbeiten زُزامِن‌آربایتن همکاری کردن Wir müssen eng zusammenarbeiten. (باید نزدیک با هم همکاری کنیم.)
die Verantwortung دی فِرانت‌وُرتونگ مسئولیت Jeder hat eine Verantwortung im Projekt. (هرکس مسئولیتی در پروژه دارد.)
das Ziel داس تسیل هدف Unser Ziel ist es, die Qualität zu verbessern. (هدف ما ارتقای کیفیت است.)
die Deadline دی دِدلاین مهلت Die Deadline ist nächste Woche. (مهلت هفته آینده است.)

۶. اصطلاحات کاربردی هنگام کار با مدیر

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی توضیح
Könnten Sie mir bitte helfen? کُنْتِن زی میر بیتی هِل‌فِن؟ ممکن است لطفاً به من کمک کنید؟ جمله محترمانه برای درخواست کمک
Ich habe eine Frage zu diesem Projekt. ایش هابِه آینه فراگِه تسو دیزِم پروژِکت درباره این پروژه یک سوال دارم شروع مکالمه محترمانه
Ich schätze Ihre Unterstützung. ایش شِتسِه ایریه اونوترشتیتزونگ از حمایت شما سپاسگزارم برای قدردانی
Darf ich Ihnen einen Vorschlag machen? دارف ایش اینن آینِن فُرشلاگ ماخِن؟ اجازه دارم پیشنهادی بدهم؟ هنگام مطرح کردن ایده
Ich werde mein Bestes tun. ایش وَردِه ماین بِستِس تون من بهترین تلاشم را خواهم کرد قول دادن به مدیر

۷. مقایسه اصطلاحات رسمی و غیررسمی در محیط کار

حالت آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی کاربرد
رسمی Wie geht es Ihnen? وی گِت اِس اینن؟ حال شما چطور است؟ خطاب به مدیر یا همکار تازه
غیررسمی Wie geht’s dir? وی گِتس دیر؟ حالت چطوره؟ خطاب به همکار صمیمی
رسمی Könnten Sie das bitte wiederholen? کُنْتِن زی داس بیتی ویدره‌هولن؟ می‌توانید لطفاً دوباره تکرار کنید؟ جلسه رسمی
غیررسمی Kannst du das nochmal sagen? کانست دو داس نوخمال زَگِن؟ میشه دوباره بگی؟ بین دوستان یا همکار نزدیک

 


اصطلاحات تخصصی بر اساس فیلد کاری

۱. اصطلاحات تخصصی حوزه تجارت

در محیط‌های تجاری و شرکت‌های بزرگ، اصطلاحات خاصی به کار می‌رود که دانستن آن‌ها برای ارتباط با همکاران و مدیران الزامی است.

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی مثال کاربردی
das Unternehmen داس اُنترنِمهِنِن شرکت / سازمان Unser Unternehmen expandiert nach Europa. (شرکت ما در حال گسترش به اروپا است.)
die Abrechnung دی آبرِخنونگ صورت حساب / حسابرسی Die Abrechnung muss bis Freitag fertig sein. (صورت حساب باید تا جمعه آماده باشد.)
der Umsatz دِر اُمزاتس درآمد / فروش Unser Umsatz ist dieses Jahr gestiegen. (درآمد ما امسال افزایش یافته است.)
die Gewinnmarge دی گِوین‌مارگه حاشیه سود Die Gewinnmarge liegt bei 15 %. (حاشیه سود ۱۵ درصد است.)
der Vertrag دِر فِرتراگ قرارداد Wir haben einen neuen Vertrag mit dem Kunden abgeschlossen. (ما قرارداد جدیدی با مشتری بستیم.)

۲. اصطلاحات تخصصی فناوری اطلاعات (IT)

در شرکت‌های IT و محیط‌های کاری دیجیتال، اصطلاحات زیر بسیار پرکاربرد هستند:

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی مثال کاربردی
die Software دی زُفت‌وِر نرم‌افزار Diese Software ist sehr benutzerfreundlich. (این نرم‌افزار خیلی کاربرپسند است.)
die Hardware دی هاردوِر سخت‌افزار Wir müssen die Hardware aufrüsten. (باید سخت‌افزار را ارتقا دهیم.)
das Netzwerk داس نِتس‌وِرک شبکه Das Netzwerk ist momentan nicht verfügbar. (شبکه در حال حاضر در دسترس نیست.)
der Server دِر سِرور سرور Der Server muss heute gewartet werden. (سرور امروز باید سرویس شود.)
die Datenbank دی داتِن‌بَنگ پایگاه داده Die Datenbank enthält alle Kundendaten. (پایگاه داده شامل تمام اطلاعات مشتریان است.)

۳. اصطلاحات تخصصی مهندسی

در محیط‌های مهندسی، پروژه‌ها و کارگاه‌ها، اصطلاحات زیر به کار می‌روند:

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی مثال کاربردی
die Konstruktion دی کُنستروکسیون طراحی / ساخت Die Konstruktion des neuen Gebäudes dauert sechs Monate. (طراحی ساختمان جدید شش ماه طول می‌کشد.)
die Qualitätssicherung دی کوالیتِتس‌زیشِرونگ تضمین کیفیت Die Qualitätssicherung ist sehr wichtig im Projekt. (تضمین کیفیت در پروژه بسیار مهم است.)
das Material داس ماتِریال ماده / مصالح Wir benötigen mehr Material für die Produktion. (ما به مواد بیشتری برای تولید نیاز داریم.)
der Prototyp دِر پروتوتایپ نمونه اولیه Der Prototyp wird nächste Woche getestet. (نمونه اولیه هفته آینده تست می‌شود.)
die Sicherheitsvorschriften دی زیشِره‌ هایتس‌فورشریفتِن دستورالعمل‌های ایمنی Alle Mitarbeiter müssen die Sicherheitsvorschriften beachten. (تمام کارکنان باید دستورالعمل‌های ایمنی را رعایت کنند.)

۴. اصطلاحات تخصصی حوزه پزشکی و سلامت

در محیط‌های کاری پزشکی و بیمارستان‌ها، اصطلاحات زیر کاربرد زیادی دارند:

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی مثال کاربردی
der Patient / die Patientin دِر پاتینت / دی پاتینتین بیمار Der Patient wartet im Wartezimmer. (بیمار در اتاق انتظار است.)
die Behandlung دی بَهاندلونگ درمان Die Behandlung dauert zwei Wochen. (درمان دو هفته طول می‌کشد.)
die Diagnose دی دیاگنوزه تشخیص Die Diagnose ist noch unklar. (تشخیص هنوز مشخص نیست.)
das Rezept داس رِسپت نسخه Der Arzt hat ein Rezept für Medikamente ausgestellt. (پزشک نسخه دارو صادر کرده است.)
die Untersuchung دی اوناشونگ معاینه Die Untersuchung zeigt keine Probleme. (معاینه مشکلی نشان نداد.)

۵. اصطلاحات مربوط به پروژه‌های بین‌المللی

اگر در شرکت‌های چندملیتی یا پروژه‌های بین‌المللی کار می‌کنید، اصطلاحات زیر بسیار پرکاربرد هستند:

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی مثال کاربردی
das Projektmanagement داس پروژِکت‌مَنجِمِنت مدیریت پروژه Projektmanagement ist entscheidend für den Erfolg. (مدیریت پروژه برای موفقیت حیاتی است.)
die Frist دی فْریست مهلت Die Frist für das Projekt endet nächste Woche. (مهلت پروژه هفته آینده پایان می‌یابد.)
die Ressourcen دی رِسورسِن منابع Wir müssen unsere Ressourcen effizient nutzen. (باید منابع خود را به طور مؤثر استفاده کنیم.)
die Zusammenarbeit دی زُزامِن‌آربایت همکاری Gute Zusammenarbeit ist der Schlüssel zum Erfolg. (همکاری خوب کلید موفقیت است.)
das Meeting داس میتینگ جلسه کاری Das Meeting beginnt um 10 Uhr. (جلسه کاری ساعت ۱۰ شروع می‌شود.)

۶. نکات کاربردی برای حفظ اصطلاحات

  1. هر روز ۵–۱۰ اصطلاح جدید یاد بگیرید: بهتر است اصطلاحات را در محیط واقعی کار تمرین کنید.
  2. از جملات نمونه استفاده کنید: حفظ اصطلاح تنها کافی نیست، جمله بسازید تا کاربرد آن را درک کنید.
  3. با همکاران تمرین کنید: اگر امکان دارد با همکاران آلمانی یا دوستان خود مکالمه کنید.
  4. یادداشت و کارت‌فلش: برای مرور سریع، اصطلاحات را روی کارت بنویسید و همراه داشته باشید

اصطلاحات روزمره و مکالمه‌ای آلمانی در محیط کار

۱. اصطلاحات کوتاه و پرکاربرد مکالمه‌ای

در محیط کار آلمان، بسیاری از عبارات کوتاه و سریع به کار می‌روند که یادگیری آن‌ها برای مکالمه روزمره ضروری است:

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی مثال کاربردی
Ja / Nein یَا / ناین بله / خیر Ja, ich kann helfen. (بله، می‌توانم کمک کنم.)
Vielleicht فِل‌شایت شاید Vielleicht schaffen wir es bis Freitag. (شاید تا جمعه برسیم.)
Kein Problem کاین پروبلم مشکلی نیست Kein Problem, ich erledige das. (مشکلی نیست، من انجام می‌دهم.)
Natürlich ناتورلیش البته Natürlich, das kann ich machen. (البته، می‌توانم انجام دهم.)
Genau گِنَاو دقیقاً / درست Genau, das ist richtig. (دقیقاً، درست است.)

۲. اصطلاحات روزمره در محیط کار

این عبارات در گفتگوهای کوتاه بین همکاران یا هنگام کار با تیم بسیار استفاده می‌شوند:

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی مثال کاربردی
Ich bin beschäftigt ایش بین بِشِفتیگت مشغولم Ich kann jetzt nicht, ich bin beschäftigt. (الان نمی‌توانم، مشغولم.)
Ich komme gleich ایش کومِه گلیک الان می‌آیم Einen Moment, ich komme gleich. (یک لحظه، الان می‌آیم.)
Mach’s gut ماخس گوت موفق باشی / خداحافظ Mach’s gut, bis morgen! (موفق باشی، تا فردا!)
Auf jeden Fall آوف یِدن فال حتماً / قطعاً Wir treffen uns auf jeden Fall morgen. (حتماً فردا ملاقات می‌کنیم.)
Ich verstehe ایش فِرشتِه متوجه شدم Ah, jetzt verstehe ich. (آه، حالا متوجه شدم.)

۳. اصطلاحات طنز و غیررسمی محیط کار

استفاده از اصطلاحات طنز و غیررسمی به شما کمک می‌کند ارتباط دوستانه با همکاران برقرار کنید، البته بسته به محیط کاری رسمی یا غیررسمی:

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی مثال کاربردی
Feierabend فایِر‌آبِند پایان روز کاری / وقت استراحت Endlich Feierabend! (بالاخره وقت استراحت رسید!)
Kaffeepause کافه‌پَوزه زمان قهوه / استراحت کوتاه Lass uns eine Kaffeepause machen. (بیایید یک استراحت قهوه داشته باشیم.)
Stress haben شترِس هابن استرس داشتن Ich habe heute viel Stress. (امروز خیلی استرس دارم.)
Locker bleiben لاکر بِلایبن آرام باش / خونسرد باش Locker bleiben, wir schaffen das. (آرام باش، ما موفق می‌شویم.)
Alles klar? آلِس کلار؟ همه چیز درست است؟ Alles klar? Dann fangen wir an! (همه چیز درست است؟ پس شروع کنیم!)

۴. اصطلاحات مرتبط با همکاری تیمی و تعامل با همکاران

ارتباط خوب با تیم باعث افزایش بهره‌وری می‌شود. این اصطلاحات پرکاربرد هستند:

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی مثال کاربردی
Gute Arbeit! گوتِ آر بایت کار خوب! Gute Arbeit, Team! (کار خوب، تیم!)
Wir schaffen das ویر شافِن داس ما از پسش برمی‌آییم Keine Sorge, wir schaffen das. (نگران نباش، ما موفق می‌شویم.)
Lass uns helfen لاس اُنس هِلفن بیا کمک کنیم Lass uns helfen, das Problem zu lösen. (بیایید کمک کنیم مشکل را حل کنیم.)
Ich brauche Unterstützung ایش براهوخه اونوترشتیتزونگ به کمک نیاز دارم Ich brauche Unterstützung bei diesem Projekt. (برای این پروژه به کمک نیاز دارم.)
Zusammen sind wir stark زُزامِن زیند ویر شتارک با هم قوی هستیم Zusammen sind wir stark, Team! (با هم قوی هستیم، تیم!)

۵. اصطلاحات کوتاه در مکالمات تلفنی

در تماس‌های تلفنی، صحبت سریع و مختصر بسیار رایج است:

آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی مثال کاربردی
Hallo هالو سلام Hallo, hier spricht Anna. (سلام، آنا صحبت می‌کند.)
Moment bitte مومِنت بیتی لطفاً یک لحظه Moment bitte, ich verbinde Sie. (لطفاً یک لحظه، شما را وصل می‌کنم.)
Ich rufe zurück ایش روفه تسو‌ریک بعداً تماس می‌گیرم Ich rufe später zurück. (بعداً تماس می‌گیرم.)
Könnten Sie langsamer sprechen? کُنْتِن زی لانزامِر شْپرهِن؟ می‌توانید آهسته‌تر صحبت کنید؟ Entschuldigung, könnten Sie langsamer sprechen? (ببخشید، می‌توانید آهسته‌تر صحبت کنید؟)
Vielen Dank für Ihren Anruf فیلِن دانک فور ایرِن آن‌روف از تماس شما سپاسگزارم Vielen Dank für Ihren Anruf, auf Wiederhören! (از تماس شما سپاسگزارم، خداحافظ!)

۶. نکات نهایی برای تسلط بر اصطلاحات روزمره

  1. یادداشت‌برداری روزانه: اصطلاحات کوتاه و مکالمه‌ای را در دفترچه‌ای بنویسید و مرور کنید.
  2. تمرین در محیط واقعی: با همکاران، تلفن یا ایمیل، این اصطلاحات را استفاده کنید.
  3. شنیدن و تکرار: فیلم‌ها، پادکست‌ها و سریال‌های آلمانی محیط کاری را گوش دهید و تکرار کنید.
  4. ترکیب با اصطلاحات رسمی: در محیط‌های رسمی، همیشه ترکیبی از اصطلاحات رسمی و غیررسمی را بدانید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *