لغات و اصطلاحات در مورد جنگ به زبان انگلیسی
یادگیری لغات و اصطلاحات جنگ به انگلیسی برای کسانی که به تاریخ، اخبار نظامی، فیلمها یا متون استراتژیک علاقه دارند، بسیار مفید است. این مقاله شامل لغات، افعال، صفات و اصطلاحات کاربردی جنگ همراه با مثال و جداول است تا یادگیری برای مخاطب فارسیزبان سادهتر شود.
در پایان مقاله، شما قادر خواهید بود با اعتماد به نفس از واژگان نظامی انگلیسی در مکالمه، نوشتار و درک متنها استفاده کنید.
۱. اسامی پرکاربرد در زمینه جنگ
این اسامی نشاندهنده افراد، تجهیزات، واحدها و مکانهای نظامی هستند:
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Army | ارتش | The army advanced toward the enemy lines. ارتش به سمت خطوط دشمن پیشروی کرد. |
| Soldier | سرباز | The soldiers were trained for combat. سربازان برای نبرد آموزش دیده بودند. |
| General | ژنرال | The general gave a powerful speech. ژنرال سخنرانی قدرتمندی انجام داد. |
| Commander | فرمانده | The commander issued new orders. فرمانده دستورهای جدید صادر کرد. |
| Battalion | گردان | The battalion was stationed at the border. گردان در مرز مستقر شد. |
| Infantry | پیادهنظام | Infantry soldiers marched through the valley. سربازان پیادهنظام از دره عبور کردند. |
| Cavalry | سوارهنظام | Cavalry units were used in ancient wars. واحدهای سوارهنظام در جنگهای قدیمی استفاده میشدند. |
| Navy | نیروی دریایی | The navy protected the coastline. نیروی دریایی از خط ساحلی محافظت کرد. |
| Air Force | نیروی هوایی | The air force launched an early morning strike. نیروی هوایی یک حمله صبحگاهی انجام داد. |
| Tank | تانک | Tanks broke through the enemy’s defenses. تانکها از دفاع دشمن عبور کردند. |
| Artillery | توپخانه | Artillery fire caused heavy damage. آتش توپخانه خسارت سنگینی وارد کرد. |
| Missile | موشک | The missile hit the target. موشک به هدف برخورد کرد. |
| Bomb | بمب | The bomb exploded near the enemy base. بمب نزدیک پایگاه دشمن منفجر شد. |
| Landmine | مین زمینی | Soldiers had to avoid landmines. سربازان باید از مینهای زمینی دوری میکردند. |
| Battlefield | میدان نبرد | The battlefield was filled with smoke. میدان نبرد پر از دود بود. |
نکته یادگیری: لغات را دستهبندی کنید (افراد، تجهیزات، مکانها) تا راحتتر در ذهن بمانند.
۲. افعال پرکاربرد جنگی
این افعال برای توصیف حرکات، استراتژیها و رخدادهای جنگی استفاده میشوند:
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Fight | جنگیدن | Soldiers fought bravely. سربازان شجاعانه جنگیدند. |
| Attack | حمله کردن | The army attacked at dawn. ارتش در سپیدهدم حمله کرد. |
| Defend | دفاع کردن | They defended the fortress for days. آنها روزها از قلعه دفاع کردند. |
| Retreat | عقبنشینی کردن | The troops had to retreat. نیروها مجبور به عقبنشینی شدند. |
| Advance | پیشروی کردن | The battalion advanced toward the hill. گردان به سمت تپه پیشروی کرد. |
| Ambush | کمین کردن | Soldiers ambushed the convoy. سربازان به کاروان کمین کردند. |
| Bomb | بمباران کردن | The city was bombed. شهر بمباران شد. |
| Shoot | شلیک کردن | Soldiers shot at the tanks. سربازان به تانکها شلیک کردند. |
| Fire | تیراندازی کردن | The soldiers fired their rifles. سربازان با تفنگهای خود تیراندازی کردند. |
| Surrender | تسلیم شدن | The enemy surrendered. دشمن تسلیم شد. |
نکته: افعال را با اسمها ترکیب کنید، مانند “attack the fortress” یا “defend the border”، تا کاربرد آنها واضحتر شود.
۳. صفات پرکاربرد در زمینه جنگ
صفات برای توصیف افراد، شرایط و تجهیزات نظامی استفاده میشوند:
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Armed | مسلح | Armed soldiers were ready. سربازان مسلح آماده بودند. |
| Dangerous | خطرناک | Crossing the battlefield is dangerous. عبور از میدان نبرد خطرناک است. |
| Strategic | راهبردی | The army made a strategic decision. ارتش تصمیم راهبردی گرفت. |
| Tactical | تاکتیکی | He planned a tactical retreat. او یک عقبنشینی تاکتیکی برنامهریزی کرد. |
| Defenseless | بیدفاع | The village was defenseless. روستا بیدفاع بود. |
| Enemy | دشمن | Enemy troops approached. نیروهای دشمن نزدیک شدند. |
| Hostile | خصمانه | The environment was hostile. محیط خصمانه بود. |
| Aggressive | تهاجمی | The army launched an aggressive attack. ارتش یک حمله تهاجمی انجام داد. |
| Deadly | کشنده | Landmines are deadly. مینهای زمینی کشنده هستند. |
| Victorious | پیروز | The victorious army celebrated. ارتش پیروز جشن گرفت. |
۴. اصطلاحات رایج جنگی
این اصطلاحات در خبرها، فیلمها و متون تاریخی بسیار کاربرد دارند:
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Declare war | اعلان جنگ | The country declared war. کشور جنگ اعلام کرد. |
| Call for reinforcements | درخواست نیرو کمکی | The commander called for reinforcements. فرمانده درخواست نیروهای کمکی کرد. |
| Front line | خط مقدم | Soldiers held the front line. سربازان خط مقدم را حفظ کردند. |
| Trench warfare | جنگ سنگرها | World War I was known for trench warfare. جنگ جهانی اول به جنگ سنگرها معروف بود. |
| Guerrilla warfare | جنگ چریکی | Guerrilla warfare is common in mountains. جنگ چریکی در مناطق کوهستانی رایج است. |
| Rules of engagement | قوانین درگیری | Soldiers must follow rules of engagement. سربازان باید قوانین درگیری را رعایت کنند. |
| Ceasefire | آتشبس | A ceasefire was declared. آتشبس اعلام شد. |
| War zone | منطقه جنگی | Civilians left the war zone. مدنیها منطقه جنگی را ترک کردند. |
| Peace treaty | پیمان صلح | A peace treaty ended the conflict. پیمان صلح جنگ را پایان داد. |
| Occupied territory | سرزمین اشغالی | The army left the occupied territory. ارتش از سرزمین اشغالی خارج شد. |
۵. لغات پیشرفته نظامی
برای کسانی که میخواهند در متون استراتژیک و خبری قوی شوند:
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Reconnaissance | شناسایی | The soldiers conducted reconnaissance. سربازان شناسایی انجام دادند. |
| Logistics | تدارکات | Military logistics are essential. تدارکات نظامی ضروری است. |
| Counterattack | ضدحمله | The army launched a counterattack. ارتش ضدحمله انجام داد. |
| Flank | جناح | Attack the enemy’s flank. به جناح دشمن حمله کنید. |
| Siege | محاصره | The city was under siege. شهر در محاصره بود. |
| Armistice | آتشبس موقت | An armistice was signed. یک آتشبس موقت امضا شد. |
| Mobilization | بسیج نیرو | Mobilization began immediately. بسیج نیرو فوراً آغاز شد. |
| Insurgency | شورش | The government faced an insurgency. دولت با یک شورش مواجه شد. |
| Engagement | درگیری | The troops were in multiple engagements. نیروها در چندین درگیری بودند. |
| Strategic withdrawal | عقبنشینی راهبردی | The general ordered a strategic withdrawal. ژنرال عقبنشینی راهبردی دستور داد. |
۶. روشهای یادگیری لغات جنگی
- فلشکارت بسازید: انگلیسی روی یک طرف، فارسی روی طرف دیگر.
- لغات را گروهبندی کنید: افراد، تجهیزات، افعال و صفات.
- متون تاریخی و خبری بخوانید: یادگیری لغات در متن واقعی بهتر است.
- فیلم و مستند ببینید: شنیدن لغات در متن واقعی، یادگیری را آسانتر میکند.
- تمرین گفتاری: جملات ساده بسازید، مثل “The army advanced at dawn.”
۷. جملات نمونه برای تمرین
- The infantry moved under heavy artillery fire.
پیادهنظام تحت آتش سنگین توپخانه حرکت کرد. - The commander ordered a retreat after an ambush.
فرمانده پس از یک کمین، عقبنشینی دستور داد. - Guerrilla warfare is used in mountainous territories.
جنگ چریکی در مناطق کوهستانی استفاده میشود. - The victorious army signed a peace treaty.
ارتش پیروز یک پیمان صلح امضا کرد. - Soldiers must follow the rules of engagement in a war zone.
سربازان باید قوانین درگیری را در منطقه جنگی رعایت کنند.
۸. اصطلاحات پیشرفته و تخصصی در جنگ
برای کسانی که میخواهند در متون استراتژیک، اخبار نظامی و تحلیلهای جنگی حرفهای شوند، اصطلاحات پیشرفته ضروری است.
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Reconnaissance | شناسایی | The soldiers conducted reconnaissance before the attack. سربازان قبل از حمله شناسایی انجام دادند. |
| Logistics | تدارکات | Proper logistics are crucial for any military campaign. تدارکات مناسب برای هر عملیات نظامی ضروری است. |
| Counterattack | ضدحمله | The army launched a counterattack to reclaim lost ground. ارتش یک ضدحمله برای بازپسگیری زمین از دست رفته انجام داد. |
| Flank | جناح | The commander ordered an attack on the enemy’s flank. فرمانده دستور حمله به جناح دشمن را صادر کرد. |
| Siege | محاصره | The city was under siege for months. شهر ماهها در محاصره بود. |
| Armistice | آتشبس موقت | An armistice was signed to halt fighting temporarily. یک آتشبس موقت برای توقف موقت درگیریها امضا شد. |
| Mobilization | بسیج نیرو | Mobilization of troops began immediately. بسیج نیروها فوراً آغاز شد. |
| Insurgency | شورش | The government faced an armed insurgency. دولت با یک شورش مسلحانه مواجه شد. |
| Engagement | درگیری | The troops were involved in multiple engagements. نیروها در چندین درگیری شرکت کردند. |
| Strategic withdrawal | عقبنشینی راهبردی | The general ordered a strategic withdrawal. ژنرال دستور عقبنشینی راهبردی داد. |
نکته آموزشی: این لغات معمولاً در گزارشهای خبری، تحلیلهای استراتژیک و کتابهای تاریخ جنگ به کار میروند. یادگیری آنها باعث میشود خواننده یا شنونده متون تخصصی را بهتر درک کند.

۹. اصطلاحات و واژگان جنگ در تاریخ و اخبار
درک زمینه تاریخی و کاربرد واقعی لغات جنگی به یادگیری کمک میکند.
| انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Cold War | جنگ سرد | The Cold War lasted for decades between the USA and USSR. جنگ سرد چندین دهه بین آمریکا و شوروی طول کشید. |
| Trench | سنگر | Soldiers hid in trenches to protect themselves. سربازان برای محافظت در سنگرها پناه گرفتند. |
| Blitzkrieg | جنگ برقآسا | Germany used blitzkrieg tactics in World War II. آلمان از تاکتیک جنگ برقآسا در جنگ جهانی دوم استفاده کرد. |
| Naval blockade | محاصره دریایی | The navy imposed a naval blockade to prevent supplies. نیروی دریایی برای جلوگیری از رسیدن تجهیزات، محاصره دریایی اعمال کرد. |
| Airstrike | حمله هوایی | Airstrikes targeted enemy positions. حملات هوایی موقعیتهای دشمن را هدف قرار دادند. |
| Guerilla | چریک | Guerrilla fighters used hit-and-run tactics. جنگجویان چریک از تاکتیک ضربه و فرار استفاده کردند. |
| Peacekeeping mission | ماموریت صلحبانی | The UN sent troops for a peacekeeping mission. سازمان ملل نیروهایی برای ماموریت صلحبانی فرستاد. |
| Occupation | اشغال | The country experienced a long occupation. کشور یک دوره طولانی اشغال را تجربه کرد. |
نکته: وقتی لغات را در چارچوب تاریخی و واقعی یاد بگیرید، هم یادگیری آسانتر میشود و هم کاربرد آنها ملموستر است.
۱۰. تمرین کاربردی برای یادگیری بهتر
برای تسلط بر لغات و اصطلاحات جنگی، میتوانید از تمرینهای روزانه و کاربردی استفاده کنید:
تمرین ۱: جملهسازی
- از هر ۵ لغت جدید، یک جمله ساده بسازید.
- مثال:
- The army advanced toward the enemy front line.
- ارتش به سمت خط مقدم دشمن پیشروی کرد.
تمرین ۲: ترکیب اسم و فعل
- اسمها و افعال جنگی را با هم ترکیب کنید:
- Ambush the enemy convoy → به کاروان دشمن کمین کنید
- Defend the fortress → از قلعه دفاع کنید
تمرین ۳: داستان کوتاه
- یک داستان کوتاه ۵ تا ۱۰ جملهای بسازید که در آن ۱۰ لغت جدید به کار رفته باشد.
- مثال:
During the war, the infantry advanced under heavy artillery fire. The commander called for reinforcements and planned a strategic withdrawal. The enemy surrendered, and a peace treaty was signed.
تمرین ۴: دیدن فیلم یا مستند
- فیلمها و مستندهای جنگی انگلیسی زبان را تماشا کنید و لغات جدید را یادداشت کنید.
- مثال: مشاهده فیلمهای مربوط به World War II، Gulf War یا modern military operations.
۱۱. جدول جامع تمام لغات جنگی (نمونه)
| دسته | انگلیسی | فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| افراد | Soldier | سرباز | Soldiers fought bravely. |
| افراد | Commander | فرمانده | The commander issued new orders. |
| واحدها | Battalion | گردان | The battalion advanced at dawn. |
| واحدها | Infantry | پیادهنظام | Infantry soldiers marched. |
| تجهیزات | Tank | تانک | Tanks broke through defenses. |
| تجهیزات | Missile | موشک | The missile hit the target. |
| افعال | Attack | حمله کردن | The army attacked at sunrise. |
| افعال | Retreat | عقبنشینی کردن | The troops had to retreat. |
| صفات | Strategic | راهبردی | The general made a strategic decision. |
| صفات | Deadly | کشنده | Landmines are deadly. |
| اصطلاحات | Ceasefire | آتشبس | A ceasefire was declared. |
| اصطلاحات | Guerrilla warfare | جنگ چریکی | Guerrilla warfare is common in mountains. |
| اصطلاحات پیشرفته | Reconnaissance | شناسایی | Soldiers conducted reconnaissance. |
| اصطلاحات پیشرفته | Counterattack | ضدحمله | The army launched a counterattack. |
این جدول جامع میتواند به عنوان منبع سریع برای مرور لغات استفاده شود.
توصیهها
- یادگیری لغات و اصطلاحات جنگی به شما کمک میکند متون تاریخی، اخبار نظامی و تحلیلهای استراتژیک را بهتر بفهمید.
- استفاده از جداول، مثالها، تمرینهای کاربردی و فیلمها باعث تثبیت لغات در حافظه میشود.
- برای حرفهای شدن، لغات پیشرفته و اصطلاحات تاریخی را در کنار لغات پایه یاد بگیرید.
- ترکیب خواندن، شنیدن و تمرین گفتاری بهترین روش برای تسلط کامل بر واژگان جنگی است.
