“زمین خوردن” ,”تلوتلو خوردن”,”از هم پاشیدن”,”نادیده گرفته شدن” به انگلیسی

زبان انگلیسی پر از افعال چندکلمه‌ای (phrasal verbs) و اصطلاحاتی است که با کلمات ساده ساخته می‌شوند، اما معانی گسترده و کاربردی دارند. یکی از این کلمات پرکاربرد fall است. این کلمه در بسیاری از اصطلاحات و جملات انگلیسی به کار می‌رود و یادگیری آن باعث می‌شود مکالمات شما طبیعی‌تر و روان‌تر شوند.

در این مقاله، تمامی اصطلاحات و جملات رایج با fall را بررسی کرده، مثال‌های واقعی با ترجمه فارسی ارائه می‌دهیم و نکات کاربردی و تمرین‌های تعاملی نیز ارائه می‌شود تا به راحتی بتوانید از این عبارات در مکالمه و نوشتار انگلیسی استفاده کنید.


۱. Fall down | زمین خوردن یا افتادن

معنی و کاربرد

عبارت fall down به معنای افتادن به زمین است. این فعل چندکلمه‌ای معمولاً وقتی استفاده می‌شود که فرد یا شیئی روی سطح زمین بیفتد.

مثال‌ها

  • He slipped on the ice and fell down.
    او روی یخ سر خورد و افتاد.
  • Be careful when walking on wet floors; you might fall down.
    هنگام راه رفتن روی زمین خیس مراقب باش؛ ممکن است زمین بخوری.
  • The child fell down while running in the park.
    کودک هنگام دویدن در پارک زمین خورد.

نکته آموزشی

  • Fall down بیشتر برای زمین خوردن فیزیکی استفاده می‌شود و بار معنایی منفی ندارد، فقط توصیفی است.
  • معادل فارسی: زمین خوردن

۲. Fall off | افتادن از جایی

معنی و کاربرد

Fall off وقتی استفاده می‌شود که چیزی یا کسی از یک مکان بالاتر یا سطحی جدا شود و به زمین بیفتد.

مثال‌ها

  • Be careful or you’ll fall off the ladder.
    مراقب باش وگرنه از نردبان می‌افتی.
  • The picture frame fell off the wall during the earthquake.
    قاب عکس هنگام زلزله از دیوار افتاد.
  • He almost fell off the horse while trying to ride it.
    او هنگام سوار شدن روی اسب تقریباً از آن افتاد.

نکته آموزشی

  • این عبارت معمولاً برای ارتفاع یا سطوح بالا استفاده می‌شود.
  • معادل فارسی: افتادن از چیزی یا جایی


۳. Fall over | تلوتلو خوردن و افتادن

معنی و کاربرد

Fall over به معنی تلوتلو خوردن و افتادن است. این اصطلاح اغلب برای اشیاء یا افراد که تعادل خود را از دست می‌دهند به کار می‌رود.

مثال‌ها

  • The vase fell over and broke.
    گلدان واژگون شد و شکست.
  • He fell over when he tripped on the carpet.
    وقتی روی فرش گیر کرد، تلوتلو خورد و افتاد.
  • Be careful, the boxes might fall over if stacked too high.
    مراقب باش، اگر جعبه‌ها را خیلی بالا بچینی، ممکن است واژگون شوند.

نکته آموزشی

  • بار معنایی این عبارت معمولاً تصادفی است.
  • معادل فارسی: تلوتلو خوردن یا واژگون شدن

۴. Fall in love | عاشق شدن

معنی و کاربرد

عبارت fall in love به معنای شروع به عاشق شدن است. یکی از رایج‌ترین اصطلاحات با fall در مکالمات عاشقانه و داستان‌ها است.

مثال‌ها

  • She fell in love with him at first sight.
    او از همان نگاه اول عاشق او شد.
  • Many people fall in love while traveling abroad.
    بسیاری از مردم هنگام سفر به خارج عاشق می‌شوند.
  • He fell in love with her because of her kind personality.
    او به خاطر شخصیت مهربان او عاشقش شد.

نکته آموزشی

  • این عبارت معمولاً به صورت گذشته fell in love استفاده می‌شود.
  • معادل فارسی: عاشق شدن

۵. Fall apart | از هم پاشیدن

معنی و کاربرد

Fall apart به معنای از هم پاشیدن است، چه درباره اشیاء فیزیکی و چه درباره زندگی و احساسات.

مثال‌ها

  • After the divorce, his life seemed to fall apart.
    بعد از طلاق، زندگی او به نظر می‌رسید که از هم پاشیده باشد.
  • The old chair fell apart when I sat on it.
    وقتی روی صندلی قدیمی نشستم، از هم پاشید.
  • She was so sad that she felt her world was falling apart.
    او آنقدر ناراحت بود که احساس می‌کرد دنیا بر سرش خراب شده است.

نکته آموزشی

  • می‌توان از fall apart برای اشیاء و انسان استفاده کرد.
  • معادل فارسی: از هم پاشیدن

۶. Fall behind | عقب ماندن

معنی و کاربرد

Fall behind به معنای عقب ماندن در کار، تحصیل یا پروژه است.

مثال‌ها

  • She fell behind in her studies because of illness.
    او به دلیل بیماری در درس‌هایش عقب ماند.
  • He is falling behind in his work and needs help.
    او در کارش عقب مانده و نیاز به کمک دارد.
  • Don’t fall behind in paying your bills.
    در پرداخت قبوض خود عقب نمانید.

نکته آموزشی

  • می‌توان در محیط کار، مدرسه یا زندگی روزمره استفاده کرد.
  • معادل فارسی: عقب ماندن

۷. Fall through | به سرانجام نرسیدن

معنی و کاربرد

Fall through وقتی استفاده می‌شود که یک برنامه، معامله یا وعده عملی نشود یا شکست بخورد.

مثال‌ها

  • Our plans fell through because of the rain.
    برنامه‌های ما به دلیل باران به سرانجام نرسید.
  • The deal fell through at the last minute.
    معامله در آخرین لحظه به نتیجه نرسید.
  • Sometimes even well-prepared projects fall through unexpectedly.
    گاهی حتی پروژه‌های خوب برنامه‌ریزی‌شده به طور غیرمنتظره شکست می‌خورند.

نکته آموزشی

  • این اصطلاح بیشتر در برنامه‌ریزی و کارهای رسمی استفاده می‌شود.
  • معادل فارسی: به نتیجه نرسیدن یا شکست خوردن

۸. سایر اصطلاحات رایج با Fall

۸.۱ Fall short | ناکافی بودن

  • معنی: کمتر از حد انتظار بودن
  • مثال: His performance fell short of our expectations.
    عملکرد او کمتر از انتظارات ما بود.

۸.۲ Fall on deaf ears | نادیده گرفته شدن

  • معنی: کسی به حرف شما گوش ندهد
  • مثال: His warnings fell on deaf ears.
    هشدارهای او نادیده گرفته شد.

۸.۳ Fall into place | درست شدن اوضاع

  • معنی: همه چیز درست پیش رفتن
  • مثال: Everything fell into place after we followed the instructions.
    همه چیز پس از دنبال کردن دستورالعمل درست پیش رفت.

۹. جدول مقایسه phrasal verbs با Fall

اصطلاح معنی مثال معادل فارسی
fall down زمین خوردن He fell down on the ice. زمین خوردن
fall off افتادن از چیزی Be careful or you’ll fall off the ladder. افتادن از چیزی
fall over تلوتلو خوردن The vase fell over and broke. واژگون شدن
fall in love عاشق شدن She fell in love at first sight. عاشق شدن
fall apart از هم پاشیدن After the divorce, he fell apart. از هم پاشیدن
fall behind عقب ماندن She fell behind in her homework. عقب ماندن
fall through به سرانجام نرسیدن The plans fell through due to rain. به نتیجه نرسیدن
fall short ناکافی بودن His performance fell short. کمتر از حد انتظار بودن
fall on deaf ears نادیده گرفته شدن His advice fell on deaf ears. کسی گوش ندادن
fall into place درست شدن اوضاع Everything fell into place. درست پیش رفتن

۱۰. تمرین‌های آیلتس و کاربردی

A. Fill in the blanks

  1. Be careful or you’ll ________ the stairs.
  2. She ________ in love with him immediately.
  3. The old chair finally ________ apart.
  4. He tripped and ________ over.
  5. The meeting plans ________ through because of rain.

B. Multiple Choice

  1. Which phrase means “to become romantically attached”?
    a) fall apart
    b) fall in love
    c) fall down
    d) fall off
  2. Which phrase means “to fail or not happen”?
    a) fall through
    b) fall over
    c) fall behind
    d) fall in love
  3. Which phrase means “to lose balance and hit the ground”?
    a) fall off
    b) fall apart
    c) fall down
    d) fall short

C. Writing Prompt

  • Write 3–5 sentences using fall down, fall off, fall over, fall in love, fall apart.
  • Example: Yesterday, I fell down while running in the park. Later, I saw a vase fall over in the store.

۱۱. نکات کاربردی برای یادگیری اصطلاحات با Fall

  1. تفاوت بین fall down, fall off و fall over:
    • Fall down: زمین خوردن روی سطح
    • Fall off: افتادن از جایی بلند
    • Fall over: تلوتلو خوردن و افتادن
  2. زمان‌ها و فعل‌های کمکی:
    • He fell down. (گذشته)
    • Don’t fall off the ladder. (دستور)
  3. استفاده در داستان‌ها و مکالمه:
    • بسیاری از این اصطلاحات در مکالمه روزمره، داستان و فیلم‌ها استفاده می‌شوند.
  4. تمرین مستمر:
    • نوشتن جملات واقعی و تمرین مکالمه بهترین روش یادگیری است.

۱۲. جمع‌بندی

اصطلاحات با fall ابزار قدرتمندی برای توصیف رفتار، حادثه، احساسات و زندگی روزمره هستند. یادگیری آنها باعث می‌شود:

  • مکالمات طبیعی‌تر داشته باشید
  • متن‌ها و فیلم‌های انگلیسی را بهتر درک کنید
  • اعتمادبه‌نفس شما در نوشتن و صحبت کردن افزایش یابد

با تمرین مثال‌ها و انجام تمرین‌های آیلتس ارائه شده، می‌توانید این عبارات را به صورت کاملاً کاربردی یاد بگیرید و در زندگی واقعی استفاده کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *