“بچه که نیستم”,”بچگی نکن”,”هنوز بچه است”,”بچه ننه” به انگلیسی
زبان انگلیسی پر از اصطلاحات و عبارات است که گاهی با کلمات سادهای مانند “child” ساخته میشوند، اما معنی آنها فراتر از ظاهرشان است. یادگیری این اصطلاحات به شما کمک میکند مکالمات روزمره را طبیعیتر انجام دهید و درک بهتری از رفتارها و شخصیت افراد پیدا کنید. در این مقاله، به بررسی اصطلاحات انگلیسی با محوریت “child” میپردازیم، معنا، کاربرد، مثالها و نکات فرهنگی و زبانی آنها را توضیح میدهیم.
1. I was not born yesterday | بچه که نیستم
معنی و کاربرد:
این عبارت نشان میدهد فرد تجربه دارد و سادهلوح نیست. وقتی کسی میخواهد بگوید که او فریب نمیخورد، از این عبارت استفاده میکند.
مثالها:
- A: You can trust him; he’s very honest.
- B: I was not born yesterday. I know he can be tricky.
- ترجمه: بچه که نیستم، میدانم او میتواند حیلهگر باشد.
- A: This deal seems too good to be true.
- B: Exactly. I was not born yesterday.
- ترجمه: درست است. بچه که نیستم، میدانم این خیلی خوب به نظر میرسد که واقعی باشد.
نکته آموزشی:
- این عبارت معمولاً در مکالمات روزمره استفاده میشود.
- معادل فارسی: “بچه که نیستم” یا “این حرف را ساده قبول نمیکنم”.
ریشه:
عبارت “I was not born yesterday” از قرن ۱۶ میلادی رایج شده و نشاندهنده تجربه و درایت فرد است.
2. Don’t be childish | بچگی نکن
معنی و کاربرد:
“Childish” صفتی است که به رفتارهای ناپخته، غیرمسئولانه یا بیمنطق اشاره دارد. وقتی به کسی میگویید “Don’t be childish”، یعنی از او میخواهید رفتار بالغانه داشته باشد.
مثالها:
- A: Why are you shouting at me for a small mistake?
- B: Don’t be childish. Let’s discuss this calmly.
- ترجمه: بچگی نکن. بیایید با آرامش این موضوع را بحث کنیم.
- A: I want to cancel our plans just because I feel bored.
- B: Don’t be childish. We promised to meet.
- ترجمه: بچگی نکن. قول داده بودیم همدیگر را ببینیم.
نکته آموزشی:
- “Childish” بار منفی دارد و معمولاً برای انتقاد از رفتارهای بزرگسالان استفاده میشود.
- معادل فارسی مستقیم: “بچگانه”.
مثال فیلم/سریال:
در سریال Friends، شخصیت راشل اغلب به خاطر رفتارهای بیمنطق و لوس خود با عبارت “Don’t be childish” مورد خطاب قرار میگیرد.
3. He’s still very green | هنوز بچه است
معنی و کاربرد:
“Green” به معنای کمتجربه یا ناپخته است. وقتی میگوییم “He’s still very green”، یعنی فرد تجربه کافی ندارد و نیاز به آموزش دارد.
مثالها:
- A: Can we trust him with this important task?
- B: I’m not sure. He’s still very green.
- ترجمه: مطمئن نیستم. او هنوز بچه است و تجربه کافی ندارد.
- A: How did the new employee handle the project?
- B: He’s still very green, but he’s learning fast.
- ترجمه: او هنوز بچه است، اما سریع یاد میگیرد.
نکته آموزشی:
- این اصطلاح معمولاً در محیط کار یا تحصیل استفاده میشود.
- “Green” میتواند هم به معنای تازه و هم کمتجربه باشد.
ریشه:
عبارت “green” به عنوان نماد ناپختگی از قرن ۱۴ انگلیسی رایج بوده است.
4. I am not so green as to believe that | بچه که نیستم این حرف را باور کنم
معنی و کاربرد:
این عبارت رسمیتر از “I was not born yesterday” است و نشان میدهد فرد خیلی ساده نیست و فریب نمیخورد.
مثالها:
- A: I heard you gave all your money to a stranger.
- B: I am not so green as to believe that.
- ترجمه: بچه که نیستم این حرف را باور کنم.
- A: They promised to double my salary in a week.
- B: I’m not so green as to believe that.
- ترجمه: بچه که نیستم این حرف را باور کنم.
نکته آموزشی:
- این عبارت کمی قدیمی و رسمی است و بیشتر در نوشتار یا مکالمههای ادبی استفاده میشود.
- “Green” به معنای سادهلوح یا کمتجربه است.

5. Spoiled child / mummy’s pet | بچه ننه / لوس
معنی و کاربرد:
عبارت “spoiled child” یا “mummy’s pet” برای توصیف کودک یا بزرگسالانی استفاده میشود که لوس هستند و همیشه همه چیز طبق میل آنها انجام میشود.
مثالها:
- A: Look at him throwing a tantrum just because he didn’t get his way.
- B: He’s a spoiled child.
- ترجمه: او بچه ننه است.
- A: She gets everything she wants from her parents.
- B: She’s mummy’s pet.
- ترجمه: او خیلی لوس است/ بچه ننه است.
نکته آموزشی:
- معمولاً بار منفی دارد، اما در مکالمه دوستانه ممکن است به شوخی گفته شود.
ریشه:
اصطلاحات مربوط به “spoiled child” از قرن ۱۷ رایج شدند و نشاندهنده کودکی است که بیش از حد مورد محبت قرار گرفته و لوس شده است.
6. سایر اصطلاحات رایج با “child”
6.1 Child’s play | کار ساده، بازی بچگانه
- معنی: کاری که بسیار آسان است.
- مثال: This task is child’s play compared to my previous job.
- ترجمه: این کار مثل بازی بچهها ساده است نسبت به شغل قبلیام.
6.2 Child of nature | فرزند طبیعت
- معنی: کسی که ساده و بیریا زندگی میکند و به طبیعت نزدیک است.
- مثال: He’s a real child of nature; he loves hiking and camping.
- ترجمه: او واقعاً بچه طبیعت است؛ عاشق کوهنوردی و کمپینگ است.
6.3 Man-child | مردی که بچهگانه رفتار میکند
- معنی: مرد بالغی که رفتار ناپخته دارد.
- مثال: Stop acting like a man-child; it’s time to grow up.
- ترجمه: دست از بچهگانه رفتار کردن بردار؛ وقت بزرگ شدن است.
7. نکات مهم برای یادگیری اصطلاحات با “child”
- توجه به متن و فرهنگ: بعضی اصطلاحات بار منفی دارند، مانند “childish” یا “spoiled child”.
- تشخیص رسمی یا غیررسمی بودن: برخی عبارات مانند “I am not so green as to believe that” رسمی هستند، برخی غیررسمی.
- تمرین مکالمه: بهترین روش یادگیری استفاده در مکالمه واقعی است.
- لحن و تلفظ: برخی عبارات با لحن انتقاد یا شوخی استفاده میشوند.
8. تمرینهای تعاملی
- I was not ________ yesterday; I know what’s going on.
- Don’t be ________; act like an adult.
- He’s still very ________; he needs more experience.
- I am not so ________ as to believe that story.
- She’s a ________ child; she always gets what she wants.
9. مقایسه با معادلهای فارسی
| اصطلاح انگلیسی | ترجمه فارسی | بار معنایی |
|---|---|---|
| I was not born yesterday | بچه که نیستم | تجربه و زیرکی |
| Don’t be childish | بچگی نکن | رفتار ناپخته |
| He’s still very green | هنوز بچه است | کمتجربه |
| I am not so green as to believe that | بچه که نیستم این حرف را باور کنم | سادهلوحی نداشتن |
| Spoiled child / mummy’s pet | بچه ننه / لوس | لوس بودن، بار منفی |
10. جمعبندی
اصطلاحات با محوریت “child” ابزاری قدرتمند برای توصیف رفتار، تجربه و شخصیت افراد هستند. با یادگیری این اصطلاحات:
- میتوانید مکالمات طبیعیتری داشته باشید.
- رفتارهای بالغ و بچهگانه را بهتر درک کنید.
- مهارت زبانی و فرهنگی خود را افزایش دهید.