آموزش آشپزی به زبان انگلیسی | اصطلاحات آشپزی به انگلیسی
افعال دوکلمهای پرکاربرد در آشپزی
یادگیری زبان انگلیسی برای فارسیزبانها گاهی چالشبرانگیز است، مخصوصاً وقتی به دستورهای آشپزی و اصطلاحات مرتبط با آشپزخانه میرسد. در این زمینه، افعال دوکلمهای یا Phrasal Verbs نقش بسیار مهمی دارند. این افعال ترکیبی از یک فعل و یک حرف اضافه یا قید هستند و معنی آنها اغلب با فعل اصلی متفاوت است.
برای مثال، جملهای مثل:
“Put in two teaspoons of sugar.”
اگر فقط معنی “put” را بدانید، نمیتوانید مفهوم دقیق جمله را بفهمید. اما وقتی با افعال دوکلمهای آشنا شوید، معنی جمله روشن خواهد شد: «دو قاشق چایخوری شکر اضافه کن.»
در این مقاله، ۱۰ افعال دوکلمهای پرکاربرد در آشپزی را معرفی میکنیم، معنی فارسی آنها را توضیح میدهیم، مثالهای واقعی از دستورهای آشپزی ارائه میکنیم و نکات کاربردی را بیان میکنیم تا بتوانید به راحتی در آشپزی انگلیسی از آنها استفاده کنید.
۱. Put down
معنی: گذاشتن چیزی روی سطح یا کنار گذاشتن
کاربرد در آشپزی: وقتی میخواهیم چیزی را روی میز یا تخته کار قرار دهیم.
مثالها:
- Please put down the knife on the counter.
لطفاً چاقو را روی کانتر بگذار. - Put down the bowl before you pour the ingredients.
قبل از اینکه مواد را بریزی، کاسه را زمین بگذار. - She put down the plate after serving the salad.
او بشقاب را بعد از سرو سالاد گذاشت.
نکات:
- “Put down” میتواند به معنای «سرزنش کردن یا کمارزش کردن» هم باشد، اما در آشپزی معمولاً معنی اول کاربرد دارد.
- این فعل بیشتر برای اشیاء فیزیکی استفاده میشود، نه مواد غذایی در حال پخت.
۲. Pick up
معنی: برداشتن چیزی از روی زمین یا میز
کاربرد در آشپزی: برداشتن مواد غذایی، ابزار یا ظروف
مثالها:
- Pick up the tomatoes from the counter.
گوجهها را از روی کانتر بردار. - Can you pick up the spoon for me?
میتوانی قاشق را برایم برداری؟ - He picked up the pot carefully to avoid spilling.
او قابلمه را با احتیاط برداشت تا چیزی نریزد.
نکات:
- این فعل در آشپزی بسیار رایج است، مخصوصاً هنگام سرو کردن یا جابجا کردن مواد.
- دقت کنید که “pick up” همیشه به معنای فیزیکی نیست و در سایر موقعیتها میتواند معنای «یاد گرفتن یا جمعآوری اطلاعات» داشته باشد.
۳. Stir up
معنی: هم زدن مواد برای ترکیب کردن
کاربرد در آشپزی: برای ترکیب کردن مواد غذایی در قابلمه یا کاسه
مثالها:
- Stir up the soup until it boils.
سوپ را هم بزن تا بجوشد. - She stirred up the batter carefully to avoid lumps.
او خمیر را با دقت هم زد تا گلوله نشود. - Stir up the sauce continuously to prevent sticking.
سس را به طور مداوم هم بزن تا به ته قابلمه نچسبد.
نکات:
- اغلب با مواد مایع استفاده میشود، مثل سوپ، خمیر و سس.
- “Stir” و “stir up” کمی متفاوتاند: “stir up” تأکید بیشتری روی ایجاد حرکت یکنواخت و ترکیب کامل دارد.
۴. Crack up
معنی: شکستن تخممرغ
کاربرد در آشپزی: برای شکستن تخممرغ به کاسه یا قابلمه
مثالها:
- Crack up three eggs into the bowl.
سه عدد تخممرغ را در کاسه بشکن. - He cracked up the eggs carefully to avoid shell pieces.
او تخممرغها را با دقت شکست تا تکههای پوست وارد نشود. - Crack up one egg at a time when making the omelet.
هنگام درست کردن املت، هر بار یک تخممرغ بشکن.
نکات:
- در محاوره، “crack up” معنای «خندیدن شدید» هم دارد، اما در آشپزی معنای اول مهم است.
- همیشه مراقب باشید که پوست تخممرغ وارد غذا نشود.
۵. Put in
معنی: اضافه کردن چیزی به ظرف یا مواد دیگر
کاربرد در آشپزی: افزودن مواد به غذای در حال پخت
مثالها:
- Put in two teaspoons of sugar.
دو قاشق چایخوری شکر اضافه کن. - Put in the vegetables after boiling the water.
بعد از جوش آمدن آب، سبزیجات را اضافه کن. - She put in some salt to enhance the flavor.
او کمی نمک اضافه کرد تا طعم بهتر شود.
نکات:
- میتوان برای مواد خشک یا مایع استفاده کرد.
- مشابه “add” است اما در دستورهای آشپزی بسیار رایجتر است.
۶. Turn down
معنی: کم کردن حرارت یا صدای دستگاه
کاربرد در آشپزی: کم کردن حرارت اجاق، فر یا بخاری
مثالها:
- Turn down the oven to 180°C.
فر را روی ۱۸۰ درجه کاهش بده. - Turn down the stove after the water boils.
بعد از جوش آمدن آب، حرارت اجاق را کم کن. - Don’t forget to turn down the heat when the sauce starts boiling.
وقتی سس شروع به جوشیدن کرد، فراموش نکن حرارت را کم کنی.
نکات:
- در زندگی روزمره میتواند به معنای رد کردن پیشنهاد یا درخواست هم باشد.
- در آشپزی، معمولاً با “stove” و “oven” همراه است.
۷. Put on
معنی: روشن کردن چیزی یا پوشیدن لباس
کاربرد در آشپزی: روشن کردن وسایل آشپزی یا پوشیدن لباس محافظ
مثالها:
- Put on your apron before cooking.
قبل از آشپزی پیشبندت را بپوش. - Put on the stove to boil the water.
اجاق را روشن کن تا آب بجوشد. - Always put on gloves when handling hot food.
همیشه هنگام کار با غذای داغ دستکش بپوش.
نکات:
- در آشپزی میتواند معنای دوگانه داشته باشد: روشن کردن وسیله و پوشیدن لباس.
- با پیشبند، دستکش یا کلاه آشپزی هم استفاده میشود.
۸. Turn on
معنی: روشن کردن دستگاه یا وسیله
کاربرد در آشپزی: روشن کردن اجاق، فر، مخلوطکن و دیگر وسایل
مثالها:
- Turn on the blender to mix the ingredients.
مخلوطکن را روشن کن تا مواد ترکیب شوند. - Turn on the oven for preheating.
فر را برای پیشگرم کردن روشن کن. - Turn on the stovetop to fry the onions.
اجاق را روشن کن تا پیاز را سرخ کنی.
نکات:
- این فعل دقیقاً مخالف “turn off” است.
- هنگام استفاده از وسایل برقی آشپزی حتماً احتیاط کنید.
۹. Take out
معنی: بیرون آوردن چیزی از ظرف یا دستگاه
کاربرد در آشپزی: برای برداشتن غذا از فر، یخچال یا ظرف
مثالها:
- Take out the cookies after 15 minutes.
بعد از ۱۵ دقیقه کوکیها را بیرون بیاور. - Take out the chicken from the oven carefully.
مرغ را با احتیاط از فر بیرون بیاور. - Take out the butter from the fridge before use.
قبل از استفاده، کره را از یخچال بیرون بیاور.
نکات:
- اغلب برای غذاهای داغ یا آماده شده استفاده میشود.
- همراه با “carefully” معمولاً میآید تا خطر سوختگی کاهش یابد.
۱۰. Mix in
معنی: ترکیب کردن یک ماده با مواد دیگر
کاربرد در آشپزی: برای همزدن مواد به نحوی که کاملاً با دیگر مواد ترکیب شود
مثالها:
- Mix in the chocolate chips into the dough.
چیپس شکلات را در خمیر مخلوط کن. - Mix in the herbs at the last minute.
گیاهان معطر را در آخرین لحظه مخلوط کن. - She mixed in the eggs slowly to avoid curdling.
او تخممرغها را به آرامی مخلوط کرد تا نبردد.
نکات:
- “Mix in” بر خلاف “stir” تأکید روی ترکیب کامل مواد دارد.
- در دستورهای کیک و دسر بسیار رایج است.
نکات تکمیلی برای یادگیری افعال دوکلمهای در آشپزی
-
تمرین جملهسازی:
هر روز چند جمله با افعال دوکلمهای بسازید و ترجمه فارسی آن را یادداشت کنید. -
تمرین در آشپزخانه:
هنگام آشپزی، سعی کنید افعال را با اعمال واقعی تلفیق کنید. مثلا هنگام شکستن تخممرغ، بگویید: “I crack up an egg.” -
توجه به معانی چندگانه:
بسیاری از افعال دوکلمهای معانی مختلف دارند. در آشپزی فقط معنی مرتبط با غذا و ابزار را تمرین کنید. -
تمرین شنیداری:
ویدئوهای آشپزی انگلیسی را ببینید و افعال دوکلمهای را گوش کنید. مثالهای واقعی کمک میکنند بهتر یاد بگیرید. -
تمرین نوشتاری:
دستورهای آشپزی را ترجمه کنید و سعی کنید از افعال دوکلمهای در ترجمهها استفاده کنید.
یادگیری افعال دوکلمهای پرکاربرد در آشپزی، نه تنها دایره لغات انگلیسی شما را افزایش میدهد، بلکه به شما کمک میکند دستورهای آشپزی را به راحتی بفهمید و به کار ببرید. با تمرین روزانه و استفاده از مثالهای واقعی، میتوانید به راحتی این افعال را در آشپزی روزمره و دستورهای انگلیسی به کار ببرید.
شروع کنید و یکی یکی افعال را تمرین کنید، و مطمئن باشید که در کمتر از چند هفته، تفاوت چشمگیری در درک و استفاده شما از دستورهای آشپزی انگلیسی ایجاد خواهد شد.