یه بار دیگه بگو چی گفتی , دیدی بهت گفتم!,منظوری نداشتم! به انگلیسی

زبان انگلیسی پر از اصطلاحات کوتاه و پرکاربرد است که در مکالمات روزمره، دوستانه و حتی رسمی استفاده می‌شوند. یادگیری این عبارات به شما کمک می‌کند:

  • مکالمات طبیعی‌تر داشته باشید
  • سوءتفاهم‌ها را کاهش دهید
  • اعتمادبه‌نفس خود را در مکالمه و نوشتار افزایش دهید

در این مقاله، با برخی از رایج‌ترین عبارات انگلیسی آشنا می‌شویم، مثال واقعی می‌بینیم، ترجمه فارسی ارائه می‌کنیم و نکات کاربردی و تمرین‌های عملی را بررسی می‌کنیم.


۱. Come Again? | یه بار دیگه بگو چی گفتی؟!

معنی و کاربرد

عبارت Come Again? وقتی استفاده می‌شود که چیزی را متوجه نشده‌اید یا می‌خواهید فرد مقابل دوباره بیان کند.

مثال‌های واقعی

  • Person A: I’m leaving tomorrow.
    Person B: Come again?
    من چی گفتم؟
  • I didn’t catch that, can you come again?
    متوجه نشدم، می‌تونی یه بار دیگه بگی؟
  • During the lecture, I missed the last point, so I asked the professor, ‘Come again?’
    در طول کلاس، نکته آخر را متوجه نشدم، بنابراین از استاد پرسیدم: «یه بار دیگه بگید؟»

نکات کاربردی

  • غیررسمی و مناسب مکالمات دوستانه
  • معادل فارسی: یه بار دیگه بگو چی گفتی؟
  • نکته: می‌توان از Could you repeat that? به شکل رسمی‌تر استفاده کرد.

۲. I Told You So | دیدی بهت گفتم!

معنی و کاربرد

I Told You So وقتی به کار می‌رود که پیش‌بینی شما درست از آب درآمده باشد.

مثال‌های واقعی

  • You shouldn’t have walked alone at night. I told you so!
    نباید تنها شب بیرون می‌رفتی. دیدی بهت گفتم!
  • I told you so! The exam was really tough.
    دیدی بهت گفتم! امتحان واقعاً سخت بود.
  • After she ignored my advice and failed, I said, ‘I told you so.’
    بعد از اینکه به نصیحت من گوش نکرد و شکست خورد، گفتم: «دیدی بهت گفتم.»

نکات کاربردی

  • لحن می‌تواند طنزآمیز یا کمی غرورآمیز باشد
  • معادل فارسی: دیدی بهت گفتم!
  • برای مهربانی، می‌توان از «I warned you» به شکل ملایم‌تر استفاده کرد.

۳. I Didn’t Mean It | منظوری نداشتم!

معنی و کاربرد

عبارت I Didn’t Mean It برای رفع سوءتفاهم یا عذرخواهی استفاده می‌شود.

مثال‌های واقعی

  • I didn’t mean it, I was just joking.
    منظوری نداشتم، فقط داشتم شوخی می‌کردم.
  • Sorry for being rude, I didn’t mean it.
    ببخشید که بی‌ادب بودم، منظوری نداشتم.
  • He apologized and said, ‘I didn’t mean it’ after accidentally hurting my feelings.
    بعد از اینکه به‌طور ناخواسته احساسات من را جریحه‌دار کرد، عذرخواهی کرد و گفت: «منظوری نداشتم.»

نکات کاربردی

  • مودبانه و کاربردی برای رفع سوءتفاهم
  • معادل فارسی: منظوری نداشتم!

۴. Come Clean | راستشو بگو!

معنی و کاربرد

Come Clean به معنای گفتن حقیقت یا اعتراف کردن است.

مثال‌های واقعی

  • It’s time to come clean and tell your parents the truth.
    وقتش رسیده که راستشو بگی و حقیقت را به والدینت بگویی.
  • He finally came clean about what happened last night.
    او بالاخره حقیقت را درباره اتفاق شب گذشته گفت.
  • She encouraged her friend to come clean about the mistake.
    او دوستش را تشویق کرد که در مورد اشتباه خود راستشو بگوید.

نکات کاربردی

  • غیررسمی و کاربردی در مکالمات دوستانه و خانوادگی
  • معادل فارسی: راشتو بگو!


۵. Pardon My French! | معذرت، بدجنس حرف زدم!

معنی و کاربرد

Pardon My French! برای عذرخواهی بعد از استفاده از کلمات رکیک یا ناسزا استفاده می‌شود.

مثال‌های واقعی

  • Pardon my French, but that was a terrible idea!
    معذرت، اما اون یه ایده افتضاح بود!
  • He said, ‘Damn it!’ and then added, ‘Pardon my French.’
    او گفت: «لعنت!» و بعد گفت: «معذرت، بدجنس حرف زدم.»
  • During the meeting, she accidentally swore and immediately said, ‘Pardon my French.’
    در جلسه، او به‌طور تصادفی ناسزا گفت و فوراً گفت: «معذرت، بدجنس حرف زدم.»

نکات کاربردی

  • غیررسمی، طنزگونه و مناسب مکالمات دوستانه
  • معادل فارسی: معذرت، بدجنس حرف زدم!

۶. Other Related Expressions

۶.۱ Speak of the devil | همین که اسم کسی آورده می‌شود، ظاهر می‌شود

  • Example: Speak of the devil, here comes John!
  • معادل فارسی: همین که ازش حرف زدیم، پیداش شد

۶.۲ Break the ice | شروع مکالمه یا کاهش تنش

  • Example: He told a joke to break the ice.
  • معادل فارسی: فضا را راحت کردن / شروع مکالمه

۶.۳ Bite the bullet | پذیرش شرایط سخت

  • Example: I had to bite the bullet and apologize.
  • معادل فارسی: تحمل کردن شرایط سخت

۷. جدول مقایسه عبارات پرکاربرد

عبارت معنی مثال معادل فارسی
Come Again? درخواست تکرار Come again? I didn’t hear you. یه بار دیگه بگو چی گفتی؟
I Told You So پیش‌بینی درست I told you so! دیدی بهت گفتم!
I Didn’t Mean It عذرخواهی I didn’t mean it, I was joking. منظوری نداشتم!
Come Clean اعتراف Come clean about what happened. راستشو بگو!
Pardon My French عذرخواهی بعد از ناسزا Pardon my French, that was rude. معذرت، بدجنس حرف زدم!
Speak of the devil ظاهر شدن کسی بعد از ذکر اسمش Speak of the devil, here he is! همین که ازش حرف زدیم، پیداش شد
Break the ice شروع مکالمه Tell a joke to break the ice. فضا را راحت کردن / شروع مکالمه
Bite the bullet پذیرش شرایط سخت I had to bite the bullet and apologize. تحمل کردن شرایط سخت

۸. تمرین‌های تعاملی

A. Fill in the blanks

  1. I didn’t catch that, can you ________?
  2. You shouldn’t have trusted him. ________!
  3. Sorry if I offended you, I ________.
  4. It’s time to ________ about what happened last night.
  5. He used a swear word and said, “________!”

B. Multiple Choice

  1. Which phrase asks someone to repeat?
    a) I Told You So
    b) Come Again?
    c) I Didn’t Mean It
    d) Come Clean
  2. Which phrase is used when confessing?
    a) Come Clean
    b) Come Again?
    c) Pardon My French
    d) I Told You So
  3. Which phrase apologizes after swearing?
    a) I Didn’t Mean It
    b) Pardon My French
    c) Come Again?
    d) I Told You So

C. Writing Prompt

  • Write 5 sentences using Come Again?, I Told You So, I Didn’t Mean It, Come Clean, Pardon My French!
  • Example: Yesterday, my friend spilled coffee on my book. I said, “Come again?” He laughed and said, “I didn’t mean it.”

۹. نکات کاربردی برای یادگیری

  1. تفاوت رسمی و غیررسمی:
    • Come Again? و Pardon My French غیررسمی هستند.
    • Come Clean و I Didn’t Mean It مودبانه و کاربردی برای رفع سوءتفاهم.
  2. لحن و موقعیت:
    • I Told You So می‌تواند طنز یا کمی غرورآمیز باشد.
    • Speak of the devil بیشتر برای موقعیت‌های دوستانه و مکالمه استفاده می‌شود.
  3. تمرین مستمر:
    • نوشتن جملات و استفاده در مکالمه روزمره بهترین روش یادگیری است.

۱۰. جمع‌بندی

یادگیری این اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی به شما کمک می‌کند:

  • مکالمات روزمره طبیعی‌تر داشته باشید
  • سوءتفاهم‌ها کاهش یابد
  • اعتمادبه‌نفس شما در صحبت کردن افزایش یابد

با تمرین مثال‌ها و انجام تمرین‌های تعاملی، می‌توانید این عبارات را در زندگی روزمره و کلاس زبان به کار ببرید و به سرعت آن‌ها را به بخش دائمی دایره لغات خود تبدیل کنید.


نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *