افعال دو کلمه ای پرکاربرد انگلیسی ؛ فریزال ورب های مهم
take out, take off, put down, pick up, put in, put on
افعال دوکلمهای یا Phrasal Verbs بخش مهمی از مکالمه روزمره انگلیسی هستند و معنای آنها اغلب با ترکیب فعل و حرف اضافه تغییر میکند. در این مقاله، معنی و کاربرد ۶ فعل دوکلمهای رایج بررسی میشود.
1️⃣ Take out
معنی:
- خارج کردن چیزی از جایی
- بیرون بردن کسی برای انجام کاری (مانند غذا خوردن یا تفریح)
مثالها:
- I need to take out the trash.
→ باید زبالهها را بیرون ببرم. - He took her out to dinner.
→ او او را به شام بیرون برد.
💡 نکته: وقتی از take out برای بیرون بردن استفاده میکنیم، معمولاً برای غذا یا شخص است.
2️⃣ Take off
معنی:
- بلند شدن هواپیما
- درآوردن لباس یا چیزی از بدن
- موفق شدن یا سریع محبوب شدن (به صورت اصطلاحی)
مثالها:
- The plane will take off in 10 minutes.
→ هواپیما ظرف ۱۰ دقیقه بلند میشود. - Please take off your shoes before entering.
→ لطفاً قبل از ورود کفشهایتان را درآورید. - Her career really took off last year.
→ حرفه او سال گذشته واقعاً پیشرفت کرد.
3️⃣ Put down
معنی:
- چیزی را روی زمین یا سطحی قرار دادن
- نوشتن چیزی
- تحقیر کردن یا کمارزش شمردن کسی
مثالها:
- Please put down the book on the table.
→ لطفاً کتاب را روی میز بگذارید. - Can you put down your name here?
→ میتوانی اسم خودت را اینجا بنویسی؟ - Don’t put her down just because she made a mistake.
→ او را تحقیر نکن فقط بهخاطر اینکه اشتباه کرده است.
4️⃣ Pick up
معنی:
- برداشتن چیزی از زمین یا سطح
- سوار کردن کسی با ماشین
- یاد گرفتن یا فهمیدن چیزی به صورت غیررسمی
مثالها:
- Can you pick up the pen from the floor?
→ میتوانی قلم را از زمین برداری؟ - I will pick you up at 7 PM.
→ ساعت ۷ تو را سوار میکنم. - I picked up some French phrases while traveling.
→ هنگام سفر چند عبارت فرانسوی یاد گرفتم.
5️⃣ Put in
معنی:
- وارد کردن چیزی به داخل
- صرف وقت یا تلاش برای کاری
مثالها:
- Put in the key to open the door.
→ کلید را داخل بگذار تا در باز شود. - She put in a lot of effort to finish the project.
→ او تلاش زیادی برای تمام کردن پروژه صرف کرد.
💡 نکته: اغلب در مواقع کاری و تلاش، از put in به صورت اصطلاحی استفاده میشود.
6️⃣ Put on
معنی:**
- پوشیدن لباس یا کفش
- روشن کردن وسیلهای مثل رادیو یا چراغ
مثالها:
- Please put on your coat, it’s cold outside.
→ لطفاً کتت را بپوش، بیرون سرد است. - Can you put on the lights?
→ میتوانی چراغها را روشن کنی؟
💡 نکته: put on اغلب در موقعیتهای روزمره و پوشیدن یا روشن کردن استفاده میشود.
✅ جدول خلاصه افعال دوکلمهای
| Phrasal Verb | معنی اصلی | مثال |
|---|---|---|
| Take out | بیرون بردن / خارج کردن | Take out the trash. |
| Take off | بلند شدن / درآوردن / موفق شدن | The plane will take off. |
| Put down | گذاشتن / نوشتن / تحقیر کردن | Put down the book. |
| Pick up | برداشتن / سوار کردن / یاد گرفتن | Pick up the pen. |
| Put in | وارد کردن / صرف تلاش | Put in the key. |
| Put on | پوشیدن / روشن کردن | Put on your coat. |
take out, take off, put down, pick up, put in, put on 📝🇬🇧
این بخش به شما کمک میکند تا ۶ فعل دوکلمهای رایج انگلیسی را به صورت عملی در جملات روزمره و مکالمههای واقعی تمرین کنید.
1️⃣ Take out – بیرون بردن / خارج کردن
مثالهای بیشتر:
- I take out my wallet to pay.
→ کیف پولم را بیرون میآورم تا پرداخت کنم. - We took the kids out to the park.
→ بچهها را به پارک بردیم.
تمرین مکالمه:
- Imagine you are at home: چه چیزی باید take out کنید؟ جمله بسازید.
- دوستتان را به رستوران دعوت کردهاید: چگونه میگویید “I will take you out”?
2️⃣ Take off – درآوردن / بلند شدن / موفق شدن
مثالهای بیشتر:
- The rocket took off at 9 AM.
→ راکت ساعت ۹ پرتاب شد. - I took off my jacket because it was hot.
→ ژاکتم را درآوردم چون هوا گرم بود. - His business really took off last year.
→ کسبوکارش سال گذشته واقعاً موفق شد.
تمرین مکالمه:
- وقتی هواپیما آماده پرواز است، چه میگویید؟
- ژاکتتان را درآوردهاید، جمله انگلیسی بسازید.
3️⃣ Put down – گذاشتن / نوشتن / تحقیر کردن
مثالهای بیشتر:
- Please put down your bag on the chair.
→ لطفاً کیفتان را روی صندلی بگذارید. - Can you put down your phone number?
→ میتوانید شماره تلفن خود را بنویسید؟ - Don’t put him down because of his mistake.
→ بهخاطر اشتباهش او را تحقیر نکنید.
تمرین مکالمه:
- وقتی میخواهید چیزی روی میز بگذارید، چه میگویید؟
- چگونه میگویید “Please put down your name here”?
4️⃣ Pick up – برداشتن / سوار کردن / یاد گرفتن
مثالهای بیشتر:
- Can you pick up the keys from the floor?
→ میتوانی کلیدها را از زمین برداری؟ - I will pick you up at 6 PM.
→ ساعت ۶ تو را سوار میکنم. - I picked up some Spanish while traveling.
→ هنگام سفر کمی اسپانیایی یاد گرفتم.
تمرین مکالمه:
- وقتی میخواهید کسی را با ماشین بردارید، جمله بسازید.
- یک زبان جدید یاد گرفتهاید، چگونه میگویید؟
5️⃣ Put in – وارد کردن / صرف تلاش
مثالهای بیشتر:
- Put in the coins to start the machine.
→ سکهها را وارد کنید تا دستگاه روشن شود. - She put in three hours of work yesterday.
→ دیروز سه ساعت کار کرد.
تمرین مکالمه:
- هنگام استفاده از دستگاه، جملهای با put in بسازید.
- وقتی زمان زیادی برای پروژه صرف کردهاید، جمله بسازید.
6️⃣ Put on – پوشیدن / روشن کردن
مثالهای بیشتر:
- Don’t forget to put on your hat.
→ فراموش نکن کلاهت را بپوشی. - Could you put on some music?
→ میتوانی کمی موسیقی روشن کنی؟
تمرین مکالمه:
- قبل از بیرون رفتن، چگونه میگویید که لباسهایتان را بپوشید؟
- وقتی میخواهید چراغ یا رادیو را روشن کنید، جمله بسازید.
✅ تمرین ترکیبی
یک مکالمه کوتاه بسازید و حداقل ۴ phrasal verb از این ۶ مورد را در آن استفاده کنید:
مثال:
- I picked up my bag, put on my coat, and took out my keys. Then I put in the coins into the parking machine.
🧠 نکات مهم برای تمرین
- جملات را با صدای بلند بخوانید تا تلفظ و کاربرد درست یاد بگیرید
- از فلشکارت برای هر phrasal verb استفاده کنید
- سعی کنید حداقل روزی ۳ جمله جدید با phrasal verbs بسازید
- این تمرینها باعث میشود افعال دوکلمهای به صورت خودکار در مکالمه شما استفاده شود
جدول ۶ phrasal verb با ۵۰ مثال روزمره
| Phrasal Verb | مثال انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| Take out | I need to take out the trash. | باید زبالهها را بیرون ببرم. |
| Take out | He took her out to dinner. | او او را به شام بیرون برد. |
| Take out | Can you take out the books from the shelf? | میتوانی کتابها را از قفسه بیرون بیاوری؟ |
| Take out | I take out my wallet to pay. | کیف پولم را بیرون میآورم تا پرداخت کنم. |
| Take out | Let’s take out the dog for a walk. | بیا سگ را برای پیادهروی بیرون ببریم. |
| Take off | The plane will take off soon. | هواپیما به زودی بلند میشود. |
| Take off | Please take off your shoes. | لطفاً کفشهایتان را درآورید. |
| Take off | His career really took off last year. | حرفه او سال گذشته واقعاً موفق شد. |
| Take off | I took off my jacket because it was hot. | ژاکتم را درآوردم چون هوا گرم بود. |
| Take off | The rocket took off at 9 AM. | راکت ساعت ۹ پرتاب شد. |
| Put down | Please put down the book on the table. | لطفاً کتاب را روی میز بگذارید. |
| Put down | Can you put down your phone number here? | میتوانی شماره تلفنت را اینجا بنویسی؟ |
| Put down | Don’t put her down because of a mistake. | او را به خاطر اشتباهش تحقیر نکن. |
| Put down | She put down the box carefully. | او جعبه را با دقت گذاشت. |
| Put down | I put down my pen and relaxed. | قلمم را گذاشتم و آرام شدم. |
| Pick up | Can you pick up the keys from the floor? | میتوانی کلیدها را از زمین برداری؟ |
| Pick up | I will pick you up at 6 PM. | ساعت ۶ تو را سوار میکنم. |
| Pick up | I picked up some French phrases while traveling. | هنگام سفر چند عبارت فرانسوی یاد گرفتم. |
| Pick up | She picked up the book quickly. | او کتاب را سریع برداشت. |
| Pick up | He picked up the baby from the crib. | او بچه را از تخت برداشت. |
| Put in | Put in the key to open the door. | کلید را وارد کنید تا در باز شود. |
| Put in | She put in a lot of effort for the project. | او تلاش زیادی برای پروژه صرف کرد. |
| Put in | I put in the coins to start the machine. | سکهها را وارد کردم تا دستگاه روشن شود. |
| Put in | He put in extra hours at work. | او ساعتهای اضافهای سر کار گذاشت. |
| Put in | Don’t forget to put in your application. | فراموش نکن درخواست خودت را ارسال کنی. |
| Put on | Please put on your coat, it’s cold. | لطفاً کتت را بپوش، هوا سرد است. |
| Put on | Could you put on some music? | میتوانی کمی موسیقی روشن کنی؟ |
| Put on | She put on her glasses before reading. | قبل از خواندن عینکش را زد. |
| Put on | He put on a hat to go outside. | او کلاهش را برای بیرون رفتن گذاشت. |
| Put on | I put on sunscreen before going to the beach. | قبل از رفتن به ساحل کرم ضد آفتاب زدم. |
| Take out | I take out my notebook to write. | دفترم را بیرون میآورم تا بنویسم. |
| Take off | The shoes are uncomfortable, I’ll take them off. | کفشها راحت نیستند، آنها را در میآورم. |
| Put down | He put down his bag and sat. | او کیفش را گذاشت و نشست. |
| Pick up | Can you pick up some milk from the store? | میتوانی کمی شیر از فروشگاه بخری؟ |
| Put in | I put in my best effort on the exam. | بهترین تلاشم را در امتحان گذاشتم. |
| Put on | She put on her favorite dress. | لباس مورد علاقهاش را پوشید. |
| Take out | Don’t forget to take out the recycling. | فراموش نکن بازیافت را بیرون ببری. |
| Take off | The jumper plane took off smoothly. | هواپیمای کوچک به آرامی بلند شد. |
| Put down | Could you put down your bag here? | میتوانی کیف خود را اینجا بگذاری؟ |
| Pick up | I need to pick up my dry cleaning. | باید لباسهای شسته شدهام را بردارم. |
| Put in | Please put in your password. | لطفاً رمز عبور خود را وارد کنید. |
| Put on | He put on a smile even though he was tired. | حتی با اینکه خسته بود لبخند زد. |
| Take out | We took out the old furniture. | مبلمان قدیمی را بیرون بردیم. |
| Take off | Her singing career really took off after the contest. | حرفه خوانندگی او بعد از مسابقه واقعاً موفق شد. |
| Put down | Don’t put down your ideas; they’re valuable. | ایدههایت را تحقیر نکن؛ ارزشمند هستند. |
| Pick up | He picked up a cold from his colleague. | او سرماخوردگی از همکارش گرفت. |
| Put in | I put in a request for a day off. | درخواست یک روز مرخصی دادم. |
| Put on | Put on your mask before entering. | قبل از ورود ماسکت را بزن. |
| Take out | Let’s take out the dog for a walk. | بیا سگ را برای پیادهروی بیرون ببریم. |
| Take off | She took off early from work. | او زودتر از سر کار رفت. |
| Put down | He put down his pen after finishing the letter. | پس از نوشتن نامه قلمش را گذاشت. |
| Pick up | She picked up the phone and dialed. | او تلفن را برداشت و شماره گرفت. |
| Put in | I put in some new batteries. | چند باتری جدید گذاشتم. |
| Put on | He put on a jacket because it was cold. | او کت پوشید چون هوا سرد بود. |
عالی ✅ در ادامه این ۴ phrasal verb جدید را هم به جدول اضافه میکنیم و مثالهای کاربردی روزمره با ترجمه فارسی ارائه میکنیم تا همه در یک مجموعه کامل قرار بگیرند.
۴ phrasal verb جدید: take off, tear open, peel off, twist off
| Phrasal Verb | مثال انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| Take off | The plane will take off in 10 minutes. | هواپیما ظرف ۱۰ دقیقه بلند میشود. |
| Take off | She took off her coat when she entered the room. | وقتی وارد اتاق شد، کت خود را درآورد. |
| Take off | The business really took off after the promotion. | کسبوکار پس از تبلیغ واقعاً موفق شد. |
| Tear open | He tore open the envelope quickly. | او پاکت را با سرعت پاره کرد. |
| Tear open | Please tear open the package carefully. | لطفاً بسته را با دقت پاره کنید. |
| Tear open | The child tore open the gift excitedly. | کودک با هیجان هدیه را پاره کرد. |
| Peel off | She peeled off the sticker from the bottle. | برچسب را از بطری جدا کرد. |
| Peel off | He peeled off the tape slowly. | او نوار چسب را آرام جدا کرد. |
| Peel off | I peeled off the old wallpaper. | کاغذ دیواری قدیمی را کندم. |
| Twist off | Twist off the cap before drinking. | قبل از نوشیدن درب را بچرخانید و بردارید. |
| Twist off | He twisted off the lid of the jar. | در شیشه را پیچاند و برداشت. |
| Twist off | Can you twist off the bottle cap? | میتوانی درب بطری را بچرخانی و برداری؟ |
💡 نکات کاربردی:
- Take off: علاوه بر بلند شدن و درآوردن، معنی موفق شدن هم دارد.
- Tear open: برای پاره کردن بستهها، پاکتها یا هدایا استفاده میشود.
- Peel off: بیشتر برای جدا کردن لایهای مثل برچسب یا پوست میوه به کار میرود.
- Twist off: برای جدا کردن چیزی که باید بچرخانیم مثل درب بطری یا شیشه استفاده میشود.