اصطلاحات کاربردی در دانشگاه به زبان انگلیسی

ورود به دانشگاه و محیط آکادمیک جدید می‌تواند همراه با چالش‌های بسیاری باشد، به‌خصوص برای دانشجویانی که زبان انگلیسی زبان دوم آن‌ها است. یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که برای موفقیت در دانشگاه نیاز دارید، آشنایی با اصطلاحات و عبارات کاربردی محیط دانشگاهی است. این اصطلاحات به شما کمک می‌کنند تا بتوانید بهتر در کلاس‌ها شرکت کنید، با استادان و همکلاسی‌ها ارتباط برقرار کنید، و وظایف تحصیلی خود را به‌خوبی انجام دهید.

در این مقاله، به معرفی جامع اصطلاحات پرکاربرد در دانشگاه و روش‌های یادگیری آن‌ها می‌پردازیم.


اهمیت یادگیری اصطلاحات دانشگاهی

  • درک بهتر مطالب درسی: بسیاری از استادان از اصطلاحات تخصصی و عمومی استفاده می‌کنند که فهم آن‌ها برای دنبال کردن کلاس ضروری است.
  • ارتباط مؤثر: استفاده از عبارات درست به شما کمک می‌کند در مکالمات روزمره و رسمی دانشگاهی موفق‌تر باشید.
  • افزایش اعتماد به نفس: تسلط بر این اصطلاحات موجب می‌شود هنگام ارائه، نوشتن ایمیل یا شرکت در بحث‌ها احساس راحتی بیشتری داشته باشید.
  • موفقیت در آزمون‌ها: بسیاری از سوالات امتحانی و پروژه‌ها مرتبط با مفاهیم و اصطلاحات خاص دانشگاهی هستند.

دسته‌بندی اصطلاحات کاربردی در دانشگاه

1. اصطلاحات مربوط به کلاس و درس

  • Lecture: کلاس درس یا سخنرانی استاد
    مثال: I have a lecture on history at 10 AM.
  • Syllabus: برنامه درسی و رئوس مطالب
    مثال: The syllabus includes all topics for the semester.
  • Assignment: تکلیف یا پروژه
    مثال: We have to submit the assignment by Friday.
  • Exam / Final exam: امتحان / امتحان پایان ترم
    مثال: The final exam counts for 50% of the grade.
  • Office hours: ساعات ملاقات استاد برای پرسش و پاسخ
    مثال: I visited the professor during office hours for help.

2. اصطلاحات مربوط به ثبت‌نام و واحدهای درسی

  • Enrollment: ثبت‌نام در دانشگاه یا دوره‌ها
    مثال: Enrollment for spring semester starts in December.
  • Credit hours: واحد درسی
    مثال: This course is 3 credit hours.
  • Prerequisite: پیش‌نیاز درسی
    مثال: You must complete Algebra as a prerequisite.
  • Drop a course: حذف یک درس
    مثال: I decided to drop a course because it was too hard.

3. اصطلاحات مربوط به وضعیت تحصیلی

  • Full-time / Part-time student: دانشجوی تمام‌وقت / پاره‌وقت
    مثال: She is a full-time student.
  • Undergraduate: دانشجوی کارشناسی
    مثال: I am an undergraduate student majoring in biology.
  • Graduate: دانشجوی کارشناسی ارشد یا دکتری
    مثال: He is a graduate student working on his thesis.

4. اصطلاحات مربوط به زندگی دانشجویی و امکانات دانشگاه

  • Campus: محوطه دانشگاه
    مثال: The campus has a large library and sports facilities.
  • Dormitory (Dorm): خوابگاه دانشجویی
    مثال: Many freshmen live in the dorm.
  • Tuition fee: شهریه دانشگاه
    مثال: Tuition fee must be paid before the semester starts.
  • Scholarship: بورس تحصیلی
    مثال: She received a scholarship for academic excellence.

5. اصطلاحات مربوط به فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی

  • Group project: پروژه گروهی
    مثال: We are working on a group project for marketing class.
  • Research paper: مقاله پژوهشی
    مثال: The research paper is due next month.
  • Lab session: جلسه آزمایشگاه
    مثال: The chemistry lab session is every Tuesday.
  • TA (Teaching Assistant): دستیار آموزشی
    مثال: The TA helped grade our assignments.

روش‌های مؤثر برای یادگیری اصطلاحات دانشگاهی

  1. مطالعه فعال: هنگام خواندن کتاب‌ها، مقالات و منابع دانشگاهی، اصطلاحات جدید را یادداشت کنید و معانی آن‌ها را بیاموزید.
  2. تمرین در مکالمه: سعی کنید اصطلاحات را در مکالمات روزمره با همکلاسی‌ها یا دوستان استفاده کنید.
  3. دیدن و شنیدن: فیلم‌ها، پادکست‌ها و ویدیوهای آموزشی مربوط به محیط دانشگاه را دنبال کنید تا کاربرد واقعی اصطلاحات را ببینید.
  4. استفاده از فلش‌کارت: با استفاده از فلش‌کارت‌ها (مثلاً در اپلیکیشن‌هایی مانند Quizlet) اصطلاحات و معانی آن‌ها را مرور کنید.
  5. نوشتن و مرور: سعی کنید متون کوتاه، یادداشت‌ها یا ایمیل‌های دانشگاهی را به زبان انگلیسی بنویسید و اصطلاحات را به کار ببرید.

آشنایی و تسلط بر اصطلاحات کاربردی در دانشگاه به زبان انگلیسی یکی از کلیدهای موفقیت تحصیلی و اجتماعی در محیط دانشگاهی است. با یادگیری این اصطلاحات، شما نه تنها می‌توانید بهتر در کلاس‌ها و امتحانات موفق باشید، بلکه در تعاملات روزمره با استادان و دانشجویان دیگر نیز راحت‌تر و مؤثرتر عمل خواهید کرد.

پیشنهاد می‌کنیم این اصطلاحات را به مرور زمان یاد بگیرید و در موقعیت‌های واقعی از آن‌ها استفاده کنید تا یادگیری‌تان عمیق‌تر و ماندگارتر شود.


اصطلاحات کاربردی هنگام پرسیدن و پاسخ دادن در کلاس درس انگلیسی

1. اصطلاحات هنگام پرسیدن سوال

شروع پرسش

  • Can I ask a question?
    (می‌توانم سوالی بپرسم؟)
  • Excuse me, I have a question.
    (ببخشید، یک سوال دارم.)
  • Could you please explain…?
    (ممکن است لطفاً توضیح دهید…)
  • What do you mean by…?
    (منظور شما از … چیست؟)
  • Can you clarify…?
    (می‌توانید روشن‌تر بفرمایید…)
  • I didn’t understand the part about…
    (قسمت … را متوجه نشدم.)
  • How does this relate to…?
    (این چه ارتباطی با … دارد؟)

2. اصطلاحات هنگام جواب دادن به سوال معلم

پاسخ دادن با اطمینان

  • The answer is…
    (جواب این است…)
  • I think that…
    (فکر می‌کنم که…)
  • In my opinion…
    (به نظر من…)
  • Based on what I learned…
    (بر اساس آنچه یاد گرفتم…)
  • If I’m not mistaken…
    (اگر اشتباه نکنم…)
  • As far as I know…
    (تا جایی که می‌دانم…)
  • This relates to…
    (این مربوط است به…)

پاسخ دادن با تردید یا نیاز به زمان بیشتر

  • I’m not sure, but…
    (مطمئن نیستم، اما…)
  • I need a moment to think about it.
    (نیاز دارم کمی درباره‌اش فکر کنم.)
  • Could you repeat the question?
    (ممکن است سوال را تکرار کنید؟)
  • I don’t know the answer to that yet.
    (هنوز جواب آن را نمی‌دانم.)

3. اصطلاحات برای درخواست توضیح بیشتر

  • Could you please explain that again?
    (ممکن است دوباره آن را توضیح دهید؟)
  • Can you give an example?
    (می‌توانید یک مثال بزنید؟)
  • What does … mean exactly?
    (دقیقا … به چه معناست؟)
  • I’m confused about…
    (در مورد … گیج شده‌ام.)
  • How do you solve this problem?
    (چطور این مسئله را حل می‌کنید؟)

4. اصطلاحات برای ابراز نظر یا مخالفت محترمانه

  • I see your point, but…
    (دیدگاه شما را می‌فهمم، اما…)
  • I’m not sure I agree with that.
    (مطمئن نیستم که با آن موافق باشم.)
  • That’s interesting, but consider…
    (جالب است، اما در نظر بگیرید…)
  • I have a different opinion.
    (من نظر متفاوتی دارم.)
  • Could we look at it from another perspective?
    (می‌توانیم از زاویه‌ی دیگری به آن نگاه کنیم؟)

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *