آموزش عبارت «حسش نیست» به انگلیسی

در زبان فارسی، عبارت «حسش نیست» یکی از رایج‌ترین جملاتی است که هنگام نداشتن انگیزه، تمایل یا انرژی برای انجام کاری به کار می‌بریم. این جمله معمولاً در گفت‌وگوهای روزمره و غیررسمی شنیده می‌شود؛ مثلاً وقتی دوستی می‌گوید:

امروز می‌خوای بریم بیرون؟
نه، حسش نیست.

اما در زبان انگلیسی، ترجمه‌ی مستقیم و واژه‌به‌واژه‌ای برای این عبارت وجود ندارد. برای رساندن این مفهوم، بسته به موقعیت، از ساختارها و اصطلاحات مختلفی استفاده می‌شود. هدف این مقاله آن است که با بررسی دقیق‌تر لحن، موقعیت و احساس جمله، معادل‌های درست انگلیسی را یاد بگیریم و به کار ببریم.


بخش اول: درک معنایی عبارت «حسش نیست»

عبارت «حسش نیست» در فارسی معمولاً به معنی زیر است:

  • نداشتن انگیزه یا حال انجام کاری
  • بی‌حوصلگی یا بی‌میلی موقتی
  • گاهی هم نوعی مؤدبانه گفتن «نمی‌خوام» است

در انگلیسی، مفاهیم مشابه را می‌توان با ساختارهایی بیان کرد که به احساس و تمایل اشاره دارند، مثل:

  • I don’t feel like…
  • I’m not in the mood for…
  • I can’t be bothered to…
  • I’m too tired to…
  • I’m not up for…

هر کدام از این عبارت‌ها در موقعیت خاصی به کار می‌روند که در ادامه با جزئیات توضیح داده می‌شوند.


بخش دوم: معادل اصلی — I don’t feel like …

عبارت I don’t feel like … اصلی‌ترین و طبیعی‌ترین ترجمه برای «حسش نیست» است.
این ساختار در زبان انگلیسی به معنای “تمایلی ندارم” یا “حال و حوصله‌اش را ندارم” به کار می‌رود.

🔹 ساختار جمله:

I don’t feel like + [اسم یا فعل با ing]

🔹 مثال‌ها:

جمله فارسی ترجمه انگلیسی توضیح
حسش نیست برم سر کار. I don’t feel like going to work. بیان بی‌میلی نسبت به کاری روزمره
حسش نیست غذا درست کنم. I don’t feel like cooking. بیان تنبلی یا خستگی
امروز حسش نیست بیرون برم. I don’t feel like going out today. لحن دوستانه و غیررسمی

🔸 نکته گرامری: بعد از feel like همیشه فعل به صورت ing می‌آید، نه مصدر ساده.
❌ I don’t feel like go to work.
✅ I don’t feel like going to work.


بخش سوم: معادل در موقعیت احساسی — I’m not in the mood for …

عبارت I’m not in the mood for… زمانی استفاده می‌شود که حال و هوای احساسی مناسب انجام کاری را نداریم.

🔹 ساختار:

I’m not in the mood for + [اسم یا فعل ing]

🔹 مثال‌ها:

جمله فارسی ترجمه انگلیسی توضیح
حسش نیست حرف بزنم. I’m not in the mood for talking. نشان‌دهنده‌ی خستگی یا ناراحتی
الان حسش نیست فیلم ببینم. I’m not in the mood for watching a movie. بی‌میلی احساسی
حسش نیست شوخی کنم. I’m not in the mood for jokes. نشانه‌ی جدی بودن یا ناراحتی

🔸 تفاوت:

  • I don’t feel like → بیشتر درباره تمایل است.
  • I’m not in the mood for → بیشتر درباره احساس است.

بخش چهارم: لحن بی‌تفاوت یا تنبلانه — I can’t be bothered to …

این عبارت یکی از محاوره‌ای‌ترین و در عین حال پرکاربردترین راه‌ها برای گفتن «حسش نیست» است، مخصوصاً در انگلیسی بریتانیایی.

🔹 ساختار:

I can’t be bothered to + [فعل]

🔹 معنا:
نشان‌دهنده‌ی بی‌حوصلگی یا تنبلی است؛ گوینده اساساً حاضر نیست انرژی صرف کند.

🔹 مثال‌ها:

جمله فارسی ترجمه انگلیسی لحن
حسش نیست برم خرید. I can’t be bothered to go shopping. بی‌میلی شدید
حسش نیست لباس بپوشم. I can’t be bothered to get dressed. لحن شوخی‌آمیز یا راحت
حسش نیست جواب بدم. I can’t be bothered to answer. کمی بی‌تفاوت یا خسته

بخش پنجم: معادل محاوره‌ای دیگر — I’m not up for …

عبارت I’m not up for… نیز در مکالمه‌های روزمره استفاده می‌شود و به معنای «در حال و حوصله‌اش نیستم» یا «مایل نیستم» است.

🔹 ساختار:

I’m not up for + [اسم یا فعل ing]

🔹 مثال‌ها:

جمله فارسی ترجمه انگلیسی توضیح
امشب حسش نیست بیرون بریم. I’m not up for going out tonight. مشابه “I don’t feel like going out.”
حسش نیست حرف بزنم. I’m not up for talking. غیررسمی و طبیعی
حسش نیست مهمونی برم. I’m not up for a party. متداول در گفت‌وگوی دوستانه

بخش ششم: معادل‌های عامیانه‌تر

در انگلیسی محاوره‌ای، بومی‌ها گاهی از عبارات کوتاه‌تری برای بیان همین حس استفاده می‌کنند:

عبارت انگلیسی ترجمه تقریبی فارسی توضیح
Nah, not really. نه، راستش حسش نیست. پاسخ کوتاه به پیشنهاد
I just don’t feel it. حسش نیست، دلم نمی‌کشه. احساسی و غیررسمی
I’m kinda lazy today. امروز یه جورایی حسش نیست. شوخی‌آمیز و دوستانه
I’m not feeling it. حسش نیست، انگیزه ندارم. برای بی‌میلی کلی

بخش هفتم: مقایسه معادل‌ها در جدول توصیفی

موقعیت گفت‌وگو ترجمه مناسب لحن نمونه جمله
زمانی که تمایل نداری کاری انجام دهی I don’t feel like … خنثی I don’t feel like studying.
زمانی که از نظر احساسی حال نداری I’m not in the mood for … احساسی I’m not in the mood for music.
وقتی تنبلت میاد I can’t be bothered to … بی‌تفاوت I can’t be bothered to clean up.
گفت‌وگوی دوستانه I’m not up for … محاوره‌ای I’m not up for a movie tonight.
پاسخ کوتاه و عامیانه Not really / I’m not feeling it خیلی خودمانی Not really, maybe later.

بخش هشتم: تمرین‌های کاربردی

تمرین ۱ – ترجمه کنید

عبارت‌های زیر را به انگلیسی ترجمه کنید:

  1. امروز حسش نیست برم باشگاه.
  2. حسش نیست حرف بزنم.
  3. حسش نیست غذا درست کنم.
  4. حسش نیست بیرون برم.
  5. حسش نیست پیام بدم.

🔹 پاسخ‌های پیشنهادی:

  1. I don’t feel like going to the gym today.
  2. I’m not in the mood for talking.
  3. I don’t feel like cooking.
  4. I’m not up for going out.
  5. I can’t be bothered to text.

تمرین ۲ – انتخاب درست

در هر جمله، عبارت مناسب را انتخاب کنید.

  1. I ________ going out tonight. (don’t feel like / can’t be bothered to)
  2. I ________ any movie now. (not up for / not in the mood for)
  3. I ________ answer that message. (can’t be bothered to / don’t feel like)
  4. I ________ studying English today. (don’t feel like / not in the mood for)
  5. I ________ meeting people. (not up for / can’t be bothered to)

🔹 پاسخ‌ها:

  1. don’t feel like
  2. not in the mood for
  3. can’t be bothered to
  4. don’t feel like
  5. not up for

تمرین ۳ – جمله‌سازی

با استفاده از هر کدام از این عبارات، یک جمله بنویسید:

  • I don’t feel like …
  • I’m not in the mood for …
  • I can’t be bothered to …
  • I’m not up for …

بخش نهم: نکات ظریف در استفاده

  1. تفاوت لحن بین انگلیسی بریتیش و امریکن
    • در انگلیسی بریتیش، I can’t be bothered to بسیار رایج است.
    • در انگلیسی آمریکایی، بیشتر از I don’t feel like استفاده می‌شود.
  2. کاربرد در نوشتار رسمی:
    این عبارات بیشتر در گفت‌وگوهای روزمره کاربرد دارند. در نوشتار رسمی بهتر است از جملات مؤدبانه‌تر استفاده شود مانند:

    • I’d rather not…
    • I prefer not to…
  3. تأکید احساسی:
    می‌توان با افزودن قیدها شدت حس را تغییر داد:

    • I really don’t feel like talking right now.
    • I just can’t be bothered to cook.

بخش دهم: تفاوت بین «نمی‌خوام» و «حسش نیست»

گرچه گاهی این دو مشابه به نظر می‌رسند، از نظر احساسی تفاوت دارند:

فارسی معنی معادل انگلیسی
نمی‌خوام برم تصمیم قطعی و آگاهانه I don’t want to go.
حسش نیست برم بی‌میلی یا بی‌حوصلگی موقت I don’t feel like going.

بنابراین، در ترجمه باید دقت کرد که احساس جمله حفظ شود، نه فقط معنای تحت‌اللفظی آن.


بخش یازدهم: خلاصه و جمع‌بندی آموزشی

عبارت فارسی «حسش نیست»، در زبان انگلیسی بسته به موقعیت، احساس و میزان رسمی بودن مکالمه، معادل‌های مختلفی دارد. مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

معادل انگلیسی معنی فارسی موقعیت کاربرد
I don’t feel like … حس انجام کاری را ندارم عمومی و طبیعی
I’m not in the mood for … حال احساسی مناسب ندارم موقعیت‌های احساسی
I can’t be bothered to … بی‌حوصلگی و تنبلی محاوره بریتیش
I’m not up for … در حالش نیستم دوستانه و غیررسمی
I’m not feeling it. حسش نیست، نمی‌کشم گفتار عامیانه

با تمرین و توجه به لحن، می‌توانید تشخیص دهید که در هر موقعیت کدام ساختار طبیعی‌تر است.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *