آموزش بهکارگیری کلمات در سطح Basic و Advanced
مروری بر شش کلمهی دوکاربردی: از ساده تا پیشرفته!
در زبان انگلیسی، بسیاری از کلمات پرکاربرد، بسته به ساختار جمله، سطح واژگان اطراف، و موقعیت استفاده میتوانند هم در سطح Basic (مقدماتی) و هم در سطح Advanced (پیشرفته) به کار بروند.
در این مقاله، به بررسی شش کلمهی کاربردی میپردازیم که بسته به جمله میتوانند بسیار ساده یا بسیار پیشرفته بهنظر برسند:
🔹 Lead – Live – Learn – Large – Little – Lesson
1. 🔹 Lead
✅ Basic:
به معنی “رهبری کردن” یا “راهنمایی کردن”
- She will lead the team.
(او تیم را رهبری خواهد کرد.)
✅ Advanced:
بهعنوان اسم، فعل یا در مفاهیم انتزاعی، حرفهای و رسمی
- This research may lead to a breakthrough in medicine.
(این تحقیق ممکن است به یک کشف بزرگ در پزشکی منجر شود.) - He is in the lead. (اسم)
(او در صدر است.)
2. 🔹 Live
✅ Basic:
به معنی “زندگی کردن” یا “زنده بودن”
- I live in Tehran.
(من در تهران زندگی میکنم.)
✅ Advanced:
در ترکیبهای حرفهای، توصیفی یا به صورت صفت
- Live broadcast begins at 8 PM. (صفت)
(پخش زنده ساعت ۸ شروع میشود.) - She lives life to the fullest.
(او زندگی را با تمام وجود زندگی میکند.)
3. 🔹 Learn
✅ Basic:
برای یادگیری مهارتها و اطلاعات ابتدایی
- Children learn to read at school.
(کودکان در مدرسه خواندن یاد میگیرند.)
✅ Advanced:
برای یادگیریهای عمیق، پژوهشی یا تجربی
- He learned to navigate failure with resilience.
(او یاد گرفت چگونه با انعطافپذیری با شکست کنار بیاید.) - What did we learn from history? (سؤال تحلیلی)
4. 🔹 Large
✅ Basic:
معنی “بزرگ” در اندازه یا کمیت
- They live in a large house.
(آنها در یک خانهی بزرگ زندگی میکنند.)
✅ Advanced:
برای توصیف رسمیتر یا انتزاعی از “وسعت” یا “مقیاس”
- There was a large-scale reaction from the public.
(واکنشی در مقیاس وسیع از سوی مردم صورت گرفت.) - She played a large role in the success of the project.
5. 🔹 Little
✅ Basic:
معنی “کوچک” یا “کم”
- The puppy is very little.
(تولهسگ خیلی کوچک است.) - I have little money.
✅ Advanced:
در قالب اصطلاحات، یا مفاهیم ضمنی و ادبی
- There’s little hope of recovery. (معنای انتزاعی)
- She gave him a little smile. (ظریف و توصیفی)
- Little did he know what was about to happen. (ساختار پیشرفته)
6. 🔹 Lesson
✅ Basic:
درس در مدرسه یا آموزش مستقیم
- We have an English lesson today.
✅ Advanced:
در معنای استعاری، تجربی یا پندآموز
- It was a painful lesson in patience.
(درسی دردناک در صبر و شکیبایی بود.) - Life teaches us lessons in unexpected ways.
📌 نتیجهگیری:
کلمات سادهای مثل lead, live, learn, large, little, lesson، بسته به زمینه استفاده و ساختار جمله میتوانند نقش مهمی در مکالمات روزمره یا متون حرفهای ایفا کنند.
🔹 Basic استفادهاش بیشتر مستقیم و ملموس است.
🔹 Advanced استفادهاش ترکیبی، استعاری، انتزاعی یا اصطلاحی است.
✍️ تمرین پیشنهادی:
هر یک از شش کلمهی بالا را در دو جملهی ساده (basic) و حرفهایتر (advanced) بنویس تا تفاوت را بهتر درک کنی.
مثلاً:
- Lead (basic): He will lead the group.
- Lead (advanced): Innovation leads to progress.
حتماً! در ادامه یک ورکشیت تمرینی دو زبانه (فارسی–انگلیسی) برای شش کلمهی هدف:
Lead – Live – Learn – Large – Little – Lesson
در دو سطح Basic و Advanced طراحی شده است. این تمرینها به شما کمک میکند تفاوتهای معنایی و ساختاری این واژگان را در موقعیتهای مختلف بهتر درک و تمرین کنید.
📄 ورکشیت تمرینی – Basic & Advanced Vocabulary
موضوع: استفادهی دو سطحی از واژگان پرکاربرد
✍️ بخش اول: معنیسازی (Fill in the blanks)
جملات زیر را با شکل صحیح از کلمات مشخصشده پر کنید:
- (lead)
She will ______ the project next month. (Basic)
📝 فارسی: او ماه آینده پروژه را ______ خواهد کرد. - (live)
They ______ in Canada now. (Basic)
📝 فارسی: آنها الان در کانادا ______ میکنند. - (learn)
You can ______ a lot from your mistakes. (Advanced)
📝 فارسی: میتوانی از اشتباهاتت خیلی چیزها ______ کنی. - (large)
The company is planning a ______ expansion. (Advanced)
📝 فارسی: شرکت در حال برنامهریزی برای یک توسعهی ______ است. - (little)
______ did she know about the surprise. (Advanced – ساختار معکوس)
📝 فارسی: او تقریباً هیچ چیز دربارهی غافلگیری نمیدانست. - (lesson)
That failure was a valuable ______ in persistence. (Advanced)
📝 فارسی: آن شکست، یک ______ ارزشمند در پایداری بود.
🧠 بخش دوم: تطبیق (Match the pair)
عبارات Basic را با معادل Advanced آنها وصل کنید:
| A (Basic sentence) | B (Advanced meaning) |
|---|---|
| 1. I live in a big house. | a. She leads her field in cancer research. |
| 2. He learns math at school. | b. That was a hard lesson to accept. |
| 3. She leads the team. | c. She lives life with passion. |
| 4. It’s a little dog. | d. He learned the truth through pain. |
| 5. That was our first lesson. | e. That’s a little-known fact. |
| 6. He lives in London. | f. He’s learning to deal with rejection. |
✳️ پاسخها:
1 → c
2 → f
3 → a
4 → e
5 → b
6 → c
✍️ بخش سوم: نوشتن (Writing Practice)
بهازای هر کلمه، یک جملهی ساده (basic) و یک جملهی پیشرفتهتر (advanced) بنویس.
مثال برای کلمهی learn:
- Basic: I learn English every day.
- Advanced: I’ve learned that failure is part of growth.
🔻 حالا تو بنویس:
- Lead
- Basic: ______________________
- Advanced: ______________________
- Live
- Basic: ______________________
- Advanced: ______________________
- Large
- Basic: ______________________
- Advanced: ______________________
(تا 6 ادامه بده…)